تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 381

مساهمون:

ص٣٨١
و نيزه‌ها او را فرو مى گيرد . همانا عمر آنان كه جان خود را به خدا فروخته‌اند [ خوارج ] كوتاه است » .

شبيب بن يزيد شيبانى

ديگر از سران خوارج ، شبيب بن يزيد شيبانى است . او در آغاز كار خود با صالح بن مسرح دوستى و معاشرت داشت كه يكى از خوارج صفريه است . صالح مردى عابد و زاهد و داراى چهره‌يى زرد بود و اصحابى داشت كه به آنان قرآن و فقه مى آموخت و براى آنان عقايد خود را بازگو مى كرد . او مقيم موصل و جزيره بود ولى به كوفه هم مى آمد و گاه يك يا دو ماه آنجا مى ماند ، و هر گاه كه از نيايش و ستايش و درود فرستادن بر پيامبر ( ص ) فارغ مى شد نخست از ابو بكر و عمر نام مى برد و بر آنان درود مى فرستاد و آن دو را مى ستود سپس از عثمان و بدعتهاى او سخن مى گفت و پس از آن موضوع على ( ع ) و حكم ساختن مردان را در دين خدا بازگو مى كرد و از عثمان و على تبرى مى جست و براى جهاد و جنگ با پيشوايان گمراه دعوت مى كرد و مى گفت : « اى برادران براى بيرون رفتن از اين خانه فانى و ورود به سراى جاودانى و پيوستن به برادران مومن خود كه دنيا را به آخرت فروخته‌اند آماده شويد و از كشته شدن در راه خدا مترسيد كه كشته شدن از مرگ آسانتر است ، و مرگ به هر حال بر شما فرود خواهد آمد و ميان شما و پدران و برادران و پسران و همسرانتان و دنياى شما جدايى خواهد افكند هر چند بى تابى شما براى آن شديد باشد . بنابر اين ، با كمال ميل و فرمانبردارى جانها و اموال خود را بفروشيد تا وارد بهشت شويد . . . » و امثال اين سخنان را مى گفت .