تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 379

مساهمون:

ص٣٧٩
و از اين پس تو چنان كه بوده‌اى نخواهى بود ، و [ از درآمد كرمان ] آنچه بر حجاج افزون آيد از تو خواهد بود ، و بر هيچ كس خشم مگير مگر بر كسى كه پدرت بر او خشم گرفته باشد و نسبت به هر كس كه از تو پيروى مىكند نيكرفتارى كن و اگر از كسى چيزى ناپسند ديدى او را پيش من گسيل دار و نسبت به قوم خود فضل و احسان كن . سپس مهلب نزد حجاج آمد . حجاج او را كنار خود نشاند و نسبت به او نيكى و اكرام كرد و گفت : اى مردم عراق شما همگى چون بردگان زرخريد مهلب هستيد و خطاب به مهلب گفت : به خدا سوگند كه تو چنانى كه لقيط گفته است : « پاداش شما بر خدايتان باد . كار خود را به مردى فراخ سينه و نيرومند واگذاريد كه آشنا به امور جنگ باشد . . . » و روايت شده است كه مردى برخاست و خطاب به مهلب گفت : خداوند كارهاى امير را قرين صلاح بداراد به خدا سوگند خودم شنيدم كه حجاج به ياران خود مى گفت : به خدا سوگند كه مهلب همان گونه است كه لقيط ايادى گفته است و سپس اين ابيات را خواند . حجاج بسيار شاد شد . مهلب گفت : به خدا سوگند كه ما از دشمن خويش استوارتر و تيزتر نبوديم ، ولى حق باطل را فرو كوفت و جماعت بر فتنه چيره گشت و فرجام پسنديده از پرهيزگاران است ، و معلوم شد درنگ كردن - كه آن را خوش نمى داشتيم - براى ما بهتر از شتابى بود كه آن را دوست مى داشتيم . حجاج گفت : راست مى گويى . اينك براى من كسانى را كه در جنگ متحمل زحمت بسيار شده‌اند بگو و چگونگى پايدارى ايشان را براى من بيان كن . [ او به مردم دستور داده بود كه چنين كنند و آنان براى حجاج آن را نوشته بودند . مهلب به مردم گفت : به خواست خداوند متعال آنچه كه خداوند براى آخرت شما اندوخته است براى شما بهتر از چيزهايى است كه در دنيا بدست مى آوريد . ] آن گاه مهلب به ترتيب پايدارى و اهميت ايشان به نام بردن از آنان پرداخت و پيش از همه درباره پسران خودش مغيره ، يزيد ، مدرك ، حبيب ، قبيصة ، مفضل ، عبد الملك و محمد
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 379 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى