تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 321

مساهمون:

ص٣٢١
قباع براى مهلب اين چنين نوشت : اى برادر ازدى ، نامه‌ات را خواندم و ترا چنين ديدم كه شرف و عزت دنيا به تو ارزانى شده است و به خواست خداوند پاداش و ثواب آخرت هم براى تو اندوخته خواهد بود و ترا استوارترين دژهاى مسلمانان و ويران كننده اركان مشركان و مردى سياستمدار و سالار مى بينم . همواره سپاس خداى را داشته باش تا نعمتهاى خود را بر تو تمام كند . و السّلام . مردم بصره هم براى مهلب نامه‌ها نوشتند و به او تهنيت گفتند ، ولى احنف براى او نامه ننوشت و گفت : به او سلام برسانيد و بگوييد : من با تو بر همان عهدى هستم كه از تو جدا شدم . مهلب همواره نامه‌هاى مردم بصره را مى خواند و ميان نامه‌ها در جستجوى نامه احنف بود و چون از او نامه‌يى نديد به ياران خود گفت : آيا ابو بحر براى من نامه ننوشته است فرستاده كه نامه‌ها را آورده بود ، گفت : او به وسيلهء من پيامى براى تو فرستاده است و آن پيام را به مهلب داد . مهلب گفت : اين پيام براى من از همه اين نامه‌ها خوشتر و ارزنده‌تر است . خوارج هم در ارجان جمع شدند و با زبير بن على كه از خاندان سليط بن يربوع بود بيعت كردند . زبير بن على از گروه ابن ماحوز بود و چون در خوارج آثار ضعف و شكستگى آشكار ديد به آنان گفت : جمع شويد . و چون جمع شدند نخست حمد خدا را بر زبان آورد و بر پيامبر درود فرستاد و سپس روى به ايشان كرد و گفت : گرفتارى و بلا براى مومنان مايه آماده‌سازى و پاداش خواهد بود و حال آنكه براى كافران مايه عقوبت و بدبختى است . اگر چه از شما امير المومنين [ ابن ماحوز ] كشته شد ( او به آنجا رفت كه براى او بهتر از هر چيزى است كه بر جاى مانده است ) شما هم از ايشان مسلم بن عبيس و ربيع اجذم و حجاج بن رباب و حارثه بن بدر را كشتيد و مهلب را با كشتن برادرش معارك سخت سوگوار كرديد ، و خداوند متعال دربارهء برادران مؤمن شما مى فرمايد : « اگر به شما زخم و آسيب رسيد به آن قوم هم آسيبى همچنان رسيد و اين روزگار را به اختلاف ميان مردم مى گردانيم » . جنگ « سلى » براى شما بلا و آزمون بود و جنگ سولاف براى آنان مايهء شكنجه و بدبختى . بنابر اين ، نبايد شكر و سپاس را در جاى خود و شكيبايى و پايدارى را در وقت خود از دست دهيد . و اعتماد داشته باشيد كه شما در زمين به حكومت خواهيد رسيد