تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢
و انجام و فرجام پسنديده از پرهيزگاران است . زبير بن على براى جنگ با مهلب به سوى او حركت كرد . مهلب بر آنان حمله‌اى آورد كه برگشتند و براى مهلب در جاى مناسب كه نزديك قرارگاهش بود كمين ساختند و آنجا صد سوار مستقر كردند تا مهلب را غافلگير كنند و بكشند . مهلب روزى براى بازديد اطراف لشكرگاه خود سوار شد و اطراف را مورد بررسى قرار داد و بر روى كوهى ايستاد و گفت : قاعده تدبير جنگى اين است كه خوارج در دامنه اين كوه كمين كرده باشند . مهلب ده سوار گسيل داشت و آنان از فراز كوه بر آنان سر كشيدند و چون آن گروه از وجود ايشان آگاه شدند از پل گذشتند و جان خود را نجات دادند . در اين هنگام خورشيد گرفت . آنان فرياد كشيدند : اى دشمنان خدا هر گاه قيامت بر پا شود و ما دوباره زنده شويم باز هم در جنگ با شما خواهيم بود . و چون زبير بن على از پيروزى يا شبيخون زدن بر مهلب نوميد شد نخست آهنگ ناحيه اصفهان كرد و سپس در حالى كه لشكرهايى جمع كرده بود به « ارجان » برگشت . مهلب پيش از آن مى گفت : گويى مى بينم كه زبير لشكرهايى براى حمله به شما فراهم آورده است ، از آنان مترسيد كه اگر بترسيد دلهايتان ناتوان شود . در عين حال از پاسدارى و نگهبانى از خود غفلت مكنيد كه اگر غفلت كنيد در شما طمع كنند . لشكريان زبير بن على از ارجان براى حمله به مهلب حركت كردند و در حالى با مهلب روياروى شدند كه آمادهء جنگ بود و دهانه همه راهها را در اختيار داشت . مهلب با آنان كارزارى سخت كرد و بر آنان پيروزى چشمگيرى يافت و در اين مورد مردى از بنى يربوع چنين سروده است : « خداوند ، مهلب را از تمام بارانهاى بهارى كه بسيار پربركت است سيراب نمايد . مهلب در آن روزى كه سواران ترشروى دشمن براى حمله آمدند سستى نكرد » . و در آن روز مهلب گفت : هيچگاه در تنگناى جنگ قرار نگرفتم مگر اينكه پيشاپيش خود مردانى از خاندان هجيم بن عمرو بن تميم را ديدم كه كارزار مى كنند و گويى ريشهاى آنان همچون دم زاغچه‌ها بلند و دو رنگ [ سياه و سپيد ] است . و آنان با مهلب همه جا پايدارى مى كردند . مردى از ياران مهلب كه از بنى تميم است چنين سروده است : « هان چه كسى براى مرد عاشق سرگشته دلسوخته كه از عمان ملول شده است وجود دارد . . . » و در آن روز حارث بن هلال بر قيس الاكاف كه از گزينه‌ترين سواران خوارج