آنان مى رسيد . ما همواره پيشروى كرديم و آنان عقب نشينى كردند و هر كجا كه ما وارد مى شديم آنان از آنجا كوچ مى كردند تا آنكه به بازار اهواز رسيديم ، و سپاس خداوندى را كه پيروزى از جانب اوست و او تواناى نيرومند و چارهساز است .
حارث قباع در پاسخ او نوشت : اى مرد ازدى شرف اين جهانى و پاداش آن جهانى به خواست خداوند متعال بر تو فرخنده و گوارا باد .
مهلب به ياران خود گفت : اين مردم حجاز بدخويند آيا نمى بينيد با آنكه نام و كنيهء من و نام پدرم را مىداند چگونه مى نويسد گويند : مهلب به هنگام امنيت و آرامش هم گشتيها و نگهبانان را - همان گونه كه به هنگام جنگ گسيل مى دارند - گسيل مى داشت و جاسوسان خود را نيز به شهرها روانه مى كرد همان گونه كه آنان را به صحراها گسيل مى داشت و به ياران خود دستور مى داد سخت مواظب خود باشند و آنان را - هر چند فاصلهء دشمن از ايشان زياد مى بود - از شبيخون آوردن دشمن بر حذر مى داشت . و به آنان مى گفت : برحذر باشيد كه نسبت به شما حيله و مكرى صورت نگيرد همان گونه كه خودتان حيله و مكر مى كنيد ، و هرگز مگوييد آنان را شكست دادهايم و بر ايشان پيروز شدهايم و آنان از ما ترسانند و خائف ، زيرا ضرورت ، درهاى حيله و مكر را مى گشايد .
مهلب سپس برپاخاست و براى ايشان سخنرانى كرد و ضمن آن گفت : اى مردم شما مذهب اين خوارج را مى شناسيد و مى دانيد كه اگر بر شما پيروز شوند شما را در دين خودتان به فتنه مى اندازند و فريب مى دهند و خونهايتان را مى ريزند .
شما با آنان همانگونه جنگ كنيد كه پيشواى شما على بن ابى طالب با آنان جنگ كرد . پيش از شما مرد صابر و محتسب مسلم بن عبيس با آنان روياروى شد و مرد شتابزده كه اهل افراط بود - عثمان بن عبيد الله - و پس از او مرد گنهكار و مخالف - حارثة بن بدر - با آنان جنگ كردند و همگى كشتند و كشته شدند . اينك شما با تمام نيرو و كوشش با آنان روياروى شويد كه آنان نسبت به شما افرادى زبون و بردگان شمايند و براى شما مايهء ننگ و سرشكستگى در حسب و نسب است و مايهء كاستى در دين شماست اگر اين گروه بر غنايم شما دست يابند و حريم شما را پايكوب كنند .
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 313
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٣١٣