تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
كه بازرگانى شما از يك سال پيش تا كنون به سبب قطع موادى كه از اهواز و فارس مى رسيده است به تعطيل كشيده شده است . اينك بياييد با من بيعت كنيد و همراه من بياييد تا بتوانم حقوق شما را به صورت كامل بپردازم . بازرگانان با او بيعت و معامله كردند و او از آنان به اندازه‌يى كه كارهاى لشكر خويش را اصلاح و مرتب سازد پول گرفت و براى ياران خود كه بيشترشان پياده نظام بودند خفتان و جامه‌هايى كه آكنده از پشم بود فراهم آورد و حركت كرد . هنگامى كه در اين سوى رودخانه و برابر خوارج رسيد دستور داد قايقهايى فراهم سازند كه چون روز بر آمد قايقها ساخته و آماده شد و از آن كار آسوده شد و به مردم فرمان عبور از آب را داد و پسر خويش مغيره را به فرماندهى آنان گماشت و حركت كردند . همين كه آنان نزديك رود رسيدند خوارج به سوى ايشان حمله آوردند و جنگ را شروع كردند . مغيره هم آنان را تيرباران كرد ، و خوارج عقب نشينى كردند و مغيره و همراهانش از رود گذشتند و با خوارج به جنگ پرداختند و آنان را كنار زدند و سرگرم داشتند تا آنكه مهلب توانست بر رودخانه پل ببندد و عبور كند و در آن حال خوارج روى به گريز نهادند و مهلب مردم را از تعقيب آنان نهى كرد و در اين مورد شاعرى از قبيله ازد چنين سروده است : « همانا كه عراق و مردم آن در جنگها كسى همچون مهلب نداشته و نياز موده‌اند و همگان به سلامت ماندند و تسليم نظر او شدند . . . » عطية بن عمرو عنبرى هم كه از سواركاران شجاع قبيله تميم بود همراه مغيره ايستادگى كرد و متحمل زحمت بسيار شد و خود عطيه چنين سروده است : « مردان را براى عطا دادن فرا مى خوانند و حال آنكه عطيه براى نيزه زدن فرا خوانده مىشود . » شاعرى هم از بنى تميم در مورد عطيه چنين سروده است : « هيچ شجاع و سوار كارى نيست مگر اينكه عطيه از او برتر است و به ويژه هنگامى كه جنگ دهان مى گشايد و دندان نشان مىدهد . خداوند به وسيلهء او خوارج را منهزم ساخت پس از آنكه در دو شهر كوفه و بصره انجام هر كار حلال و حرامى را روا دانستند » . مهلب چهل شب همانجا مقيم شد و از آباديهاى اطراف دجله خراج را جمع مى كرد و خوارج هم كنار رود تيرى بودند و زبير بن على هم با لشكر خود و جدا