تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
گويد : كرنبى نام دهكده‌يى نزديك اهواز است و دولاب نام دهكده‌يى است كه ميان آن و اهواز چهار فرسخ است . همين كه حارثة بن بدر فرار كرد مردم هم از پى او گريختند . خوارج به تعقيب ايشان پرداختند و مردم ، ناچار خود را در رود كارون افكندند و گروهى بسيار از ايشان در رودخانهء اهواز غرق شدند .

زبير بن على سليطى و ظهور كار مهلب

ديگر از خوارج ، زبير بن على سليطى تميمى است . او فرمانده مقدمه لشكر ابن ماحوز بود . به ابن ماحوز عنوان خليفه مى دادند و به زبير لقب امير . زبير بن على پس از اينكه حارثة بن بدر در گذشت و يارانش به بصره گريختند كنار بصره رسيد . مردم از او سخت بيمناك شدند و نزد احنف فرياد بر آوردند . احنف نزد قباع آمد و به او گفت : خداوند كارهاى امير را به صلاح بدارد ، اين دشمن بر مزارع و نخلستانها و منابع در آمد ما چيره است و چيزى نمانده است جز اينكه ما را در شهر خودمان محاصره كند تا از لاغرى و گرسنگى بميريم . قباع گفت : كسى را نام ببريد كه بتواند عهده‌دار كار جنگ باشد . احنف گفت : من براى آن كار مردى جز مهلب بن ابى صفره را نمى بينم . قباع پرسيد : آيا اين رأى مورد قبول همه مردم بصره است فردا همگان پيش من آييد تا در اين كار بنگرم . زبير هم رسيد و كنار بصره فرود آمد و براى عبور از آب شروع به بستن پل كرد . بيشتر مردم بصره براى رويارويى با او حركت كردند . تمام مردم توابع اهواز يا از روى بيم و يا رضا به زبير پيوسته بودند ، و چون مردم بصره در قايقها و بر پشت چهار پايان و پياده برابر او رسيدند زمين از انبوهى ايشان سياه شد ، و زبير كه اين چنين ديد گفت : قوم ما چيزى جز كفر نمى پذيرند و پل را برچيد و خوارج هم مقابل مردم بصره ايستادند . سران مردم بصره نيز پيش قباع جمع شدند و در حالى كه از خوارج به شدت بيم داشتند از جهت تعيين فرمانده جنگ سه گروه شدند : گروهى از مهلب نام بردند و گروهى از مالك بن مسمع و گروهى زياد بن عمرو بن اشرف عتكى را براى آن كار پيشنهاد كردند . قباع نخست راى مالك و عمرو را جويا شد و ديد هر دو از پذيرش فرماندهى جنگ خود دارند ، در اين هنگام كسانى هم كه آن دو را پيشنهاد كرده