تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
روايتى را كه او از قول پيامبر ( ص ) نقل مىكند كه فرموده است : « شما پروردگار خود را خواهيد ديد همان گونه كه ماه شب چهاردهم را مى بيند » از او نمى پذيرند و مى گويند : چون او على ( ع ) را دشمن مى دارد فاسق است و از او نقل مى كنند كه مى گفته است : شنيدم على ( ع ) روى منبر كوفه مى گفت : « به جنگ بازماندگان احزاب برويد » و به اين سبب كينه او در دلم جا گرفت . سعيد بن مسيب هم از منحرفان از على عليه السّلام است و عمر بن على بن - ابى طالب او را پاسخى درشت داده است . عبد الرحمان بن اسود ، از ابو داود همدانى نقل مىكند كه مى گفته است : در مسجد نزد سعيد بن مسيب بودم عمر بن على بن - ابى طالب عليه السّلام آمد . سعيد گفت : اى برادر زاده نمى بينم كه همچون برادران و پسر عموهايت بسيار به مسجد بيايى . عمر گفت : اى پسر مسيب آيا لازم است هر گاه به مسجد مى آيم خود را به تو نشان دهم سعيد گفت : دوست ندارم خشمگين شوى . شنيدم پدرت مى گفت : مرا از سوى خداوند مقامى است كه براى خاندان عبد المطلب بهتر از هر چيزى است كه بر روى زمين است . عمر گفت : من هم شنيدم پدرم مى فرمود : هيچ سخن حكمت آميزى در دل منافق باقى نمى ماند و از دنيا نمى رود تا آن را بر زبان آرد . سعيد گفت : اى برادر زاده مرا منافق قرار دادى گفت : همين است كه به تو گفتم . و برگشت . زهرى هم از منحرفان از على عليه السّلام است . جرير بن عبد الحميد ، از محمد بن شيبه نقل مىكند كه مى گفته است : در مسجد مدينه حاضر بودم و ديدم كه زهرى و عروة بن زبير نشسته‌اند و درباره على ( ع ) سخن مى گويند و سپس به او دشنام دادند و سخن آنان به گوش على بن حسين عليهما السّلام رسيد . آمد و كنار ايشان ايستاد و فرمود : اى عروه براى تو همين بس كه پدرم [ جدم ] با پدرت به پيشگاه