تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
مى كردند و اسود بر همان حال مرد ولى مسروق تغيير عقيده داد و نمرد مگر آنكه هيچ گاه براى خداوند نماز نمى گزارد ، تا آنكه پس از آن بر على بن ابى طالب عليه السّلام درود بفرستد و اين به سبب حديثى بود كه از عايشه در فضيلت على شنيده بود . ابو نعيم فضل بن دكين ، از عبد السّلام بن حرب ، از ليث بن ابى سليم نقل مىكند كه مسروق مى گفته است : على همچون جمع كننده هيزم در شب است . ولى پيش از آنكه بميرد از اين عقيده خود باز گشت . سلمة بن كهيل مى گويد : من و زبيد يمامى پس از مرگ مسروق نزد همسرش رفتيم . او ضمن گفتگو براى ما گفت كه مسروق و اسود بن يزيد در دشنام دادن به على عليه السّلام افراط كرده‌اند . اسود بر همان حال مرد ولى مسروق نمرد تا آنكه خودم از او شنيدم بر على درود مى فرستد . پرسيديم : اين تغيير حالت براى چه در او پيش آمد گفت : به سبب آنچه كه از عايشه شنيده بود كه [ او ] از پيامبر ( ص ) درباره فضيلت كسى كه خوارج را بكشد ، روايت مى كرده است . ابو نعيم ، از عمرو بن ثابت ، از ابو اسحاق نقل مىكند كه مى گفته است : سه تن هرگز على بن ابى طالب را باور نداشته‌اند و آن سه تن مسروق و مره و شريح بودند . و نقل شده است كه چهارمين ايشان هم شعبى است . و از هيثم ، از مجالد ، از شعبى روايت شده است كه مسروق از درنگ خود در پيوستن به على عليه السّلام پشيمان شد . اعمش ، از ابراهيم تيمى نقل مىكند كه على عليه السّلام به شريح ، پس از قضاوتى كه در موردى كرده بود و على ( ع ) آن را درست نمى دانست ، فرمود : به خدا سوگند ترا دو ماه به « بانقيا » تبعيد مى كنم تا ميان يهوديان قضاوت كنى . و در همان هنگام على عليه السّلام كشته شد . سالها گذشت و پس از اينكه مختار بن ابى عبيد قيام كرد به به شريح گفت : امير المومنين در آن روز به تو چه فرمود گفت : چنين فرمود . مختار گفت : به خدا سوگند حق ندارى بر زمين بنشينى و بايد به بانقيا به روى و ميان يهوديان قضاوت كنى . و او را به آنجا تبعيد كرد و او دو ماه ميان يهوديان قضاوت كرد . ديگر از آنان ابو وائل شقيق بن سلمه است . او از طرفداران عثمان بود كه همواره بر على ( ع ) طعنه مى زد . و گفته شده است كه او عقيدهء خوارج را داشته است .