تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
پيروى كرد ، شخصى كه پاى در ركاب فتنه كرد و بر پشت آن سوار شد و سپس به تاريكى و ظلمت فتنه و صحراى سرگردانى آن در آمد و گروه بسيارى از سفلگان بى دل و انديشه از او پيروى كردند : « آيا در قرآن تدبر نمى كنند يا بر دلها قفل هاى آن است » . طارق برخاست و گفت : اى معاويه من سخن مى گويم و ترا خشمگين نسازد . آن گاه در حالى كه بر شمشير خود تكيه زد چنين گفت : همانا آن كس كه در همه حال ستوده است فقط پروردگارى است كه برتر از همه بندگان خويش است و بندگان همه در نظر اويند و نسبت به كردار و گفتار همه بندگان بينا و شنواست . ميان ايشان از خودشان پيامبرى برانگيخت تا بر آنان كتابى را كه خود هرگز آن را نخوانده بود و با دست خويش نمى نوشت ، كه ياوه گويان به شك و ترديد مى افتادند ، بخواند و سلام و درود بر آن پيامبر باد كه نسبت به مومنان بسيار مهربان و نيكوكار بود . اما بعد ، همانا كه ما در محضر امامى پرهيزگار و دادگر بوديم و همراه مردانى پرهيزگار و درست كردار از اصحاب رسول خدا ( ص ) كه همواره گلدستهء هدايت و نشانه‌هاى دين بوده‌اند و همگى پشت در پشت هدايت يافتگان و شيفتگان دين بوده‌اند نه دنيا ، و همهء خير و نيكى در ايشان بود . پادشاهان و سران مردم و افراد خانواده‌دار و شريف كه نه عهدشكن بودند و نه ستمكار از آنان پيروى مى كردند و كسى از آنان رويگردان نشده است مگر به سبب حق و تلخى آن ، كه چون آن را چشيدند تاب نياوردند ، يا به سبب سختى راه ايشان . آنان كه رويگردان شده‌اند بدين سبب است كه دنياپرستى و پيروى از خواهشهاى نفسانى بر آنان چيره شده است ، و امر خدا مقدر است و نافذ . پيش از ما جبلة بن ايهم به سبب گريز از خوارى و نپذيرفتن زبونى در راه خدا از اسلام جدا شد ، اينك اى معاويه اگر ما بار بستيم و به تو پيوستيم و ركاب به سوى تو زديم بر خود مباهات مكن . اين سخن خويش را مى گويم و از خداوند بزرگ براى خودم و همه مسلمانان آمرزش مى طلبم .