كه برادرت از همه اين امت عذابش سخت تر خواهد بود . عقيل گفت : خاموش باش به خدا سوگند ما به يكى از بندگان او مشتاق تر از مصاحبت با پدرت عقبة بن ابى معيط هستيم .
روزى عمرو عاص نزد معاويه بود ، عقيل آمد ، معاويه به عمرو عاص گفت : امروز ترا از رفتار خود با عقيل خواهم خنداند . همين كه عقيل سلام داد معاويه گفت : خوشامد بر كسى كه عمويش ابو لهب است . عقيل گفت : و سلام بر كسى كه عمهاش « وَ امرْأَتَهُُ حَمّالَةَ الْحَطَبِ فِي جِيدِها حَبْلٌ » است . و مى دانيم كه ام جميل همسر ابو لهب دختر حرب بن اميه [ خواهر ابو سفيان و عمه معاويه ] است .
معاويه گفت : اى ابو يزيد ، گمان تو درباره عمويت ابو لهب چيست گفت : هنگامى كه دوزخ رفتى به سمت چپ برو ، او را خواهى ديد كه با عمهات ، حمالة الحطب ، همبستر شده است . اى معاويه آيا خيال مى كنى فاعل بهتر است يا مفعول معاويه گفت : به خدا سوگند هر دوشان بدند . ديگر از كسانى كه از امير المومنين عليه السّلام جدا شده است حنظلهء كاتب بوده است كه او و جرير بن عبد الله بجلى با يكديگر از كوفه به قرقيسياء رفتند و گفتند : ما در شهرى كه بر عثمان عيب گرفته شود نمى مانيم .
و از كسان ديگرى كه از على ( ع ) جدا شدهاند وائل بن حجر حضرمى است كه خبر آن در داستان بسر بن ارطاة نقل شده است .
مؤلف كتاب الغارات از اسماعيل بن حكيم ، از ابو مسعود جريرى نقل مىكند كه مى گفته است : سه تن از بصريان براى دشمنى با على عليه السّلام با يكديگر پيوند دوستى داشتند . آنان مطرف بن عبد الله بن شخير و علاء بن زياد و عبد الله بن شقيق بودند .
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 261
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٢٦١