« اگر فاسقى براى شما خبرى آورد تحقيق كنيد » . سبب نزول اين آيه مشهور است كه وليد بر بنى المصطلق دروغ بست و ادعا كرد كه آنان از پرداخت زكات خوددارى كرده و شمشير كشيدهاند و چنان بود كه پيامبر ( ص ) فرمان داد براى رفتن به جنگ ايشان لشكر مجهز شود و خداوند متعال در بيان دروغگويى وليد و برائت ساحت آن قوم اين آيه را نازل فرمود . وليد در نظر رسول خدا ( ص ) نكوهيده و ناپسند بود و پيامبر ( ص ) او را سرزنش مى كرد و از او رويگردان بود . وليد هم پيامبر ( ص ) را دشمن مى داشت و سرزنش مى كرد . پدرش عقبة بن ابى معيط هم دشمن كبود چشم و كور دل پيامبر ( ص ) در مكه بود و رسول خدا و خانوادهاش را سخت آزار مى داد كه اخبار او در اين مورد مشهور است ، و چون پيامبر ( ص ) روز بدر بر او چيره شده او را گردن زد .
و پسرش وليد از اين سبب وارث خشم و كينه شديد نسبت به محمد ( ص ) و خاندان او بود و بر همان خشم و كينه بود تا در گذشت .
شيخ ابو القاسم بلخى مى گويد : و او يكى از همان كودكان است كه چون پدرش عقبه را آوردند گردن بزنند ، به پيامبر گفت : اى محمد چه كسى عهدهدار كودكانم خواهد بود فرمود : « آتش ، گردنش را بزنيد » . گويد : وليد شعرى هم سروده است كه قصد او رد كردن گفتار پيامبر ( ص ) است كه فرموده بود : « اگر على را ولايت دهيد او را رهنما و رهنمون شده خواهيد يافت » .
گويد : داستان آن شعر چنين است كه چون على عليه السّلام كشته شد فرزندانش تصميم گرفتند كه مرقد او را از بيم تعرض بنى اميه پوشيده بدارند [ و به همين سبب مقتضياتى فراهم آوردند ] . از اين رو در همان شب - شب دفن على عليه السّلام - مردم را نسبت به مزار او دچار تصورات گوناگون كردند . پسران على ( ع ) نخست تابوتى را كه از آن بوى كافور بر مى خاست بر شتر نرى نهادند و با ريسمانها استوار بستند و در تاريكى شب همراه تنى چند از افراد مورد اعتماد خويش آن را از كوفه بيرون فرستادند و خود شايع كردند كه آن را به مدينه مى برند تا كنار مرقد فاطمه ( ع ) به خاك بسپارند . همچنين استرى بيرون آوردند كه بر آن جنازهاى پوشيده و در پارچه پيچيده
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 249
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٢٤٩