سخت فروشد و او از اميران يزيد بن معاويه نيز بوده است . نعمان بن بشير تا هنگامى كه كشته شده بر همين حال بوده است .
روايت شده كه عمران بن حصين هم از منحرفان از على ( ع ) بوده و على او را به مداين تبعيد كرده است ، و چنان بود كه مى گفت : اگر على بميرد نمى دانم مرگ او برايش چگونه است ولى اگر كشته شود در آن صورت شايد اميدى به نجات او داشته باشم .
بعضى از مردم هم عمران بن حصين را از شيعيان پنداشتهاند .
سمرة بن جندب از شرطههاى زياد بود . عبد الملك بن حكيم ، از حسن بصرى نقل مىكند كه مى گفته است : مردى از اهل خراسان به بصره آمد ، اموالى را كه با خود داشت به بيت المال سپرد و رسيد پرداخت زكات خويش را گرفت و سپس وارد مسجد شد و دو ركعت نماز گزارد . در همان هنگام سمره كه رئيس شرطههاى زياد بود او را گرفت و متهم ساخت كه از خوارج است و او را پيش آورد و گردنش را زد ، و چون به چيزهايى كه همراه او بود نگريستند آن رسيد پرداخت زكات را كه به خط سرپرست بيت المال بود ديدند . ابوبكره گفت : اى سمرة مگر نشنيدهاى كه خداوند متعال مى فرمايد : « همانا آن كس كه زكات مى پردازد و نام پروردگارش را ياد مىكند و نماز مى گزارد رستگار است » گفت : برادرت مرا به اين كار فرمان داد . اعمش از ابو صالح نقل مىكند كه مى گفته است به ما گفته شد مردى از اصحاب رسول خدا ( ص ) آمده است . نزد او رفتيم ديديم سمرة بن جندب است . كنار يكى از پاهايش شراب و كنار پاى ديگرش يخ بود . گفتيم : اين چيست گفتند : گرفتار نقرس است ، در همين حال گروهى پيش او آمدند و گفتند : اى سمره فردا پاسخ خداى خود را چگونه مى دهى مردى را پيش تو مى آورند و مى گويند از خوارج است فرمان به قتل او مى دهى ، سپس يكى ديگر را مى آورند و مى گويند آنكه كشتى از خوارج نبوده است بلكه جوانى بوده است كه در پى كار خود بوده و اشتباه شده است ، خارجى
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 245
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٢٤٥