بوديم سخن از اين رفت كه آيا هنگام عبور جنازهها بايد [ به احترام ] برخاست يا نه ابو مسعود انصارى [ بدون آنكه منتظر اظهار نظر على عليه السّلام بماند ] گفت : ما كه بر مى خاستيم . على فرمود : آن حكم براى هنگامى بود كه شما يهودى بوديد .
و شعبه ، از عبيد بن حسن ، از عبد الرحمان بن معقل نقل مىكند كه مى گفته است در حضور على عليه السّلام بودم مردى از ايشان درباره عدهء زن شوى مرده و باردار پرسيد . فرمود : بايد هر مدتى را كه بيشتر است عده نگه دارد . مردى گفت : ابو مسعود مى گويد : وضع حمل آن زن پايان عده اوست . على ( ع ) فرمود : آن جوجه اين مسئله را نمى داند و چون سخن على ( ع ) به اطلاع ابو مسعود رسيد ، گفت : آرى و به خدا سوگند من مى دانم كه آخر زمان شر است . منهال ، از نعيم بن دجاجة نقل مىكند كه مى گفته است در حضور على ( ع ) نشسته بودم كه ابو مسعود انصارى آمد . على ( ع ) فرمود : باز اين جوجه پيش شما آمد و چون آمد و نشست على ( ع ) فرمود : شنيدهام براى مردم فتوى مى دهى گفت : آرى و به آنان خبر مى دهم كه آخر الزمان شر است . فرمود : آيا در اين باره از پيامبر ( ص ) چيزى شنيدهاى گفت : آرى شنيدم مى فرمود : « سال صد بر مردم فرا نمى رسد كه بر روى زمين چشمى باز باشد و مژه بزند » . على ( ع ) فرمود : همين گونه تير به تاريكى مى اندازى و حال آنكه گمان تو اشتباه است . مقصود پيامبر ( ص ) اين بوده كه از حاضران در محضرش در سال صد هيچ چشمى بر روى زمين باز نيست . و آيا آسايش جز پس از سال صد است جماعتى از سيره نويسان روايت كردهاند كه على عليه السّلام مى گفته است كعب - الاحبار بسيار دروغگوست . و كعب از على ( ع ) منحرف بوده است . نعمان بن بشير - انصارى هم از على ( ع ) منحرف و دشمن او بوده است و همراه با معاويه در خونريزيها
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 244
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٢٤٤