ابو بكره در آن باره شهادت داده ولى زياد از گواهى دادن خوددارى كرده بود و مغيرة بدين سبب و امور ديگرى كه در نفس او جمع شده بود على را دشمن مى داشت . اسكافى همچنين مى گويد : روايات مكرر رسيده است كه عروة بن زبير هرگاه از على عليه السّلام ياد مى كرد از شدت خشم پرههاى بينى او تكان مى خورد و دست بر هم مى زد و به على دشنام مى داد و مى گفت : اين موضوع كه از آنچه نهى شده است خوددارى مى كرد براى او با آن همه خونهاى مسلمانان كه ريخته است بهرهيى ندارد .
اسكافى مى گويد : ميان محدثان هم كسانى بودهاند كه احاديث بسيار زشت و ناروا درباره او نقل كردهاند . از جمله حريز بن عثمان است كه على ( ع ) را دشمن مى داشت و بر او عيب مى گرفت و اخبار دروغ در مورد او روايت مى كرد و محدثان ديگر روايت كردهاند كه حريز را پس از مرگ او در خواب ديدند و به او گفتند : خداوند با تو چه كرد گفت اگر دشمن داشتن من على را نبود نزديك بود كه مرا بيامرزد .
مى گويم : ابوبكر احمد بن عبد العزيز جوهرى در كتاب السقيفه گفته است ابو جعفر بن جنيد ، از ابراهيم بن جنيد ، از محفوظ بن مفضل بن عمر ، از ابو البهلول يوسف بن يعقوب ، از حمزة بن حسان - كه وابسته و از بردگان آزاد كرده بنى اميه بود و بيست سال مؤذن بود و چند بار حج گزارده بود و ابو البهلول بسيار او را مى ستود - نقل مى كرد كه حمزه مى گفته است . نزد حريز بن عثمان رفتم از على بن ابى طالب ياد كرد و گفت : او همان كسى است كه حرم رسول خدا ( ع ) را براى خونريزى حلال كرده است و نزديك بود [ آنجا ويران و ] آن كار انجام شود .
محفوظ مى گويد : به يحيى بن صالح و حاظى گفتم تو از مشايخى كه نظير حريز هستند روايت نقل مى كنى ترا چه مىشود كه از حريز حديث نقل نمى كنى گفت : وقتى پيش او رفتم نوشتهيى به من داد كه در آن نوشته بود . فلان كس از فلان براى من حديث كرد كه چون مرگ پيامبر ( ص ) فرا رسيد وصيت نمود كه دست
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 237
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٢٣٧