تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
غلطى است كه از راوى اين سخن سر زده است ، زيرا ثور نام كوهى در مكه است كه به آن ثور اطحل هم مى گويند و غارى كه پيامبر ( ص ) و ابوبكر داخل آن شدند در آن كوه قرار دارد و به آن « اطحل » گفته مى شده است ، زيرا اطحل بن عبد مناف بن ادبن طابخة بن الياس بن مضر بن نزار بن عدنان در آن كوه ساكن بوده است و گفته‌اند اطحل نام اصلى كوه است و « ثور » به آن افزوده شده و او ثور بن عبد مناف است و صحيح آن اين است كه ميان عير تا كوه احد . اما اين سخن ابو هريره كه گفته است « على عليه السّلام در مدينه بدعت نهاده است . » پناه بر خدا از اين دروغ ، كه امير المومنين على بن ابى طالب عليه السّلام پرهيزگارتر و خدا ترس تر از اين بوده است و به خدا سوگند او عثمان را چنان نصرت و يارى داد كه اگر جعفر بن ابى طالب هم محاصره شده بود براى او هم نظير همين را انجام مى داد . ابو جعفر اسكافى مى گويد : ابو هريره در نظر مشايخ ما غير قابل اعتماد است و روايات او پسنديده و مورد قبول نيست . عمر او را تازيانه زد و گفت : بسيار روايت نقل مى كنى و اگر بر رسول خدا ( ص ) دروغ بسته باشى با تو جنگ خواهم كرد . سفيان ثورى ، از منصور ، از ابراهيم تيمى نقل مىكند كه مى گفته است : آنان [ بزرگان علم حديث ] از ابو هريره فقط احاديثى را مى پذيرفته‌اند كه در آن سخنى از بهشت و دوزخ باشد . ابو اسامه ، از اعمش نقل مىكند كه مى گفته است : ابراهيم مردى بود كه حديث او صحيح بود و هر گاه حديثى مى شنيدم پيش او مى رفتم و آن را به او عرضه مى داشتم . روزى چند حديث را به او عرضه داشتم كه از ابو صالح ، از ابو هريره بود . گفت : مرا از قضاوت درباره احاديث ابو هريره آزاد بگذار كه بزرگان ما بسيارى از احاديث او را رها مى كردند . و از على عليه السّلام روايت شده كه فرموده است : درغگوترين مردم يا دروغگوترين قبايل بر رسول خدا ( ص ) ابو هريره دوسى است . ابو يوسف هم مى گويد : به ابو حنيفه گفتم ممكن است خبرى از پيامبر ( ص ) برسد كه با مبانى قياس ما مخالف باشد ، با آن چه مى كنى گفت : اگر آن حديث را راويان مورد اعتماد نقل كرده باشند رأى خود را رها و به آن عمل مى كنيم . گفتم : در مورد رواياتى كه ابوبكر و عمر نقل كرده‌اند چه مى گويى گفت : بر تو باد كه از
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 235 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى