تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
آن دو بپذيرى . گفتم : على و عثمان چگونه‌اند گفت : همچنانند ، و همين كه ديد من صحابه را مى شمرم ، گفت : همه اصحاب جز چند مرد عادلند و از جمله كسانى كه عادل نيستند ابو هريره و انس بن مالك را شمرد . سفيان ثورى ، از عبد الرحمان بن قاسم ، از عمر بن عبد الغفار نقل مىكند كه مى گفته است : چون ابو هريره با معاويه به كوفه آمد ، شامگاهان كنار باب كنده مى نشست و مردم هم گرد او مى نشستند . جوانى از مردم كوفه پيش او آمد و نشست و گفت : اى ابو هريره ترا به خدا سوگند مى دهم آيا شنيده‌اى كه رسول خدا ( ص ) براى على بن ابى طالب فرموده است : « بار خدايا دوست بدار هر كس كه او را دوست مى دارد و دشمن بدار هر كس كه او را دشمن مى دارد » گفت : آرى به خدا سوگند شنيده‌ام . آن جوان گفت من خدا را گواه مى گيرم كه تو با دشمن او دوستى ورزيدى و با دوست او دشمنى كردى و از جاى خود برخاست . و راويان روايت كرده‌اند كه ابو هريره ميان راه و در كوچه و بازار با كودكان بازى مى كرد و غذا مى خورد و در حالى كه امير مدينه بود خطبه مى خواند و مى گفت : سپاس خداوندى را كه دين را قيام و ابو هريره را امام قرار داده است و مردم را مى خنداند و در حالى كه امير مدينه بود در بازار حركت مى كرد و چون به مردى مى رسيد كه جلو او حركت مى كرد با هر دو پاى خود بر زمين مى كوبيد و مى گفت : راه راه كه امير آمد و مقصودش خودش بود . مى گويم [ ابن ابى الحديد ] تمام اين موارد را ابن قتيبه در كتاب المعارف خود ضمن بيان شرح حال ابو هريره آورده است ، و گفتار او در اين مورد حجت است زيرا در اين باره ابن قتيبه متهم به بدخواهى او نيست . ابو جعفر اسكافى مى گويد : مغيره بن شعبه هم بر منبر كوفه همواره آشكارا على عليه السّلام را لعن مى كرد و اين بدان سبب بود كه به روزگار عمر بن خطاب به او خبر رسيده بود كه على ( ع ) فرموده است : اگر مغيره را ببينم او را با سنگهاى خودش سنگباران خواهم كرد . يعنى زناى محصنه‌يى كه مغيره انجام داده بود و
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 236 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى