زمان زندگانى پيامبر ( ص ) از دختر ابو جهل براى خود خواستگارى كرد . اين كار پيامبر ( ص ) را خشمگين كرد و بر منبر خطبه ايراد كرد و ضمن آن چنين گفت : خداوند اين كار را نخواهد ، ممكن نيست دختر ولى خدا و دختر ابو جهل دشمن خدا با هم جمع شوند . همانا فاطمه پارهء تن من است هر چه او را آزار دهد مرا آزار مىدهد و اگر على مى خواهد با دختر ابو جهل ازدواج كند از دختر من حتما جدا شود و آن وقت هر چه مى خواهد انجام دهد . يا سخنى فرموده است كه معناى آن چنين است ، و اين حديث از قول كرابيسى مشهور است . مى گويم [ ابن ابى الحديد ] اين حديث هم در هر دو صحيح مسلم و بخارى از قول مسور بن - مخرمة زهرى نقل شده است و سيد مرتضى آن را در كتاب خويش كه نامش تنزيه الانبياء و الائمة است آورده و گفته است روايت حسين كرابيسى است و او مشهور به انحراف از اهل بيت عليهم السّلام و دشمنى و ستيز با ايشان است و روايتش پذيرفته نمى شود . و به مناسبت شايع بودن و پراكنده شدن اين خبر ، مروان بن ابى حفصة آن را در قصيدهيى كه در مدح هارون سروده آورده است و در آن قصيده از فرزندان فاطمه عليهم السّلام نام برده و بر ايشان تاخته و آنان را نكوهش كرده است و على ( ع ) را بيشتر نكوهش كرده و بر او دشنام داده و ضمن آن چنين گفته است : « پدرتان على را كه از شما برتر بود اهل شورى كه همگى با فضيلت بودند به حكومت نپذيرفتند و او با خواستگارى كردن دختر ابو جهل لعين ، دختر رسول خدا را ناراحت كرد كه پيامبر هم از آن ناراحت شد . . . » و اين خبر به صورتهاى گوناگون و با افزونيهاى مختلف نقل شده است .
برخى از مردم ضمن همين خبر اين عبارت را هم آوردهاند « بر فرض كه از هر دامادى
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 232
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٢٣٢