تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
نصر مى گويد : به مردم شام خبر رسيده بود كه على عليه السّلام براى مردم چنين مقرر فرموده است كه اگر شام را فتح كند ميان ايشان طلاى غير مسكوك و زر را - كه از آنها به دو چيز سرخ تعبير شده است - تقسيم كند و به هر يك از ايشان پانصد درهم بدهد همان گونه كه در بصره [ پس از جنگ جمل ] به آنان داده بود . و در آن روز منادى اهل شام ندا داد اى مردم عراق چرا در اين سرزمين پليد فرود آمده‌ايد ما افراد قبيله ازد شنوة هستيم نه ازد عمان ، اى مردم عراق امروز براى شما بهره‌يى جز سنگ و نا اميدى نيست . نصر مى گويد : عمرو بن شمر ، از اسماعيل سدى ، از بكر بن تغلب نقل مىكند كه مى گفته است كسى براى من نقل كرد و گفت خودم از اشعث بن قيس ، روز جنگ براى پس گرفتن فرات كه بسيار متحمل رنج شد و به دست خويش چند مرد شامى را كشت ، شنيدم مى گفت به خدا سوگند هر چند جنگ و كشتار مردمى را كه اهل نمازند خوش نمى دارم ولى من همراه كسى هستم كه در مسلمانى از من متقدمتر و به كتاب و سنت داناتر است و او آن كسى است كه جان خود را هم مى بخشد . نصر مى گويد : ظبيان بن عماره تميمى بر مردم شام حمله كرد و اين ابيات را مى خواند : « اى ظبيان آيا مى پندارى كه ميان ساكنان زمين بدون آب براى تو زندگى خواهد بود نه ، سوگند به خداى زمين و آسمان ، بنابر اين شمشير بر چهره دشمنان مكار بزن . . . » گويد : به خدا سوگند چندان به آنان شمشير زد كه ميان او و آب را آزاد گذاشتند . نصر مى گويد : اشتر در آن روز حارث بن همام نخعى را كه از خاندان صهبان
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 170 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى