تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
زنان در اختيار خودشان نيست ولى آن مردان به زنان خود زيان رساندند و آنان را بيوه و اندوهگين و بينوا ساختند ، خدا معاويه را بكشد . خدايا گناهان و خطاهاى ايشان و سنگينى آن را همراه گناهان خود معاويه بر او بار كن . پروردگارا او را عفو مكن نصر همچنين مى گويد : عمرو بن شمر ، از جابر ، از شعبى ، از حارث بن ادهم و از صعصعه نقل مى كرد كه مى گفته‌اند در « يوم الماء » اشتر آمد و با شمشير خود بر عموم مردم شام حمله كرد و ضربه مى زد تا آنان را از كنار شريعه بيرون راند و چنين رجز مى خواند : « از آنچه گذشته و فوت شده است ياد مكنيد . سوگند به پروردگارم ، كه مردگان را پس از آنكه خاك و پوسيده شده‌اند بر مى انگيزاند ، كه من سواران و اسبان خود را در حالى كه ژوليده موى و غبار آلود باشند وارد شريعه فرات مى كنم مگر اينكه گفته شود اشتر در گذشت » . گويد : رايت اشعث بن قيس همراه معاوية بن حارث بود . اشعث به او گفت : به جان پدرت سوگند كه قبيله نخع بهتر از قبيله كنده نيست ، درفش خود را پيش ببركه بهره از آن كسى است كه پيش برود . درفش اشعث پيش رفت و مردان به يكديگر حمله كردند . در آن روز ابو الاعور سلمى حمله آورد و اشتر نيز بر او يورش آورد ، ولى هيچيك از عهدهء ديگرى بر نيامدند . شرحبيل بن سمط هم بر اشعث حمله كرد كه آن دو هم از پس يكديگر برنيامدند . حوشب ذوظليم هم به اشعث حمله كرد و بدون اينكه از عهده يكديگر بر آيند از هم جدا شدند . و همين گونه بودند تا سرانجام شاميان از كنار آب رانده شدند و عراقيان شريعه را تصرف كردند . نصر مى گويد : محمد بن عبد الله ، از جرجانى نقل مى كرد كه چون مردم عراق بر آب چيره شدند عمرو عاص به معاويه گفت : اى معاويه اكنون اگر آن قوم همان گونه كه ديروز تو آنان را از آب بازداشتى ترا از آب باز دارند چه مى كنى و خيال تو چيست آيا بر عهدهء خود مى بينى كه بتوانى تو هم بر آنان ضربه بزنى همان گونه كه آنان بر تو ضربه زدند از اينكه بدى سيرت خود را براى آنان كشف كردى چه سودى
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 173 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى