تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
شگفت انگيز زنم » . و سپس بر صالح حمله برد و او را كشت . در اين هنگام مالك بن ادهم سلمانى كه او هم از ناموران ايشان بود با نيزه به اشتر حمله آورد كه چون نزديك شد اشتر بر روى اسب خود چرخيد و جاخالى كرد و نيزه او به خطا رفت . اشتر سپس بر اسب خود استوار نشست و بر مرد شامى حمله كرد و او را با نيزه كشت و پس از او رياح بن عتيك و ابراهيم بن وضاح را كشت و آنگاه زامل بن عقيل كه سواركارى نام آور بود با نيزه به اشتر حمله آورد . نيزه‌اش به زره اشتر بند شد و او را از اسب فرو افكند ولى زخم كارى نبود . اشتر در حالى كه پياده بود با شمشير به او يورش آورد و اسب او را پى كرد و چنين مى خواند . « چاره از كشته شدن من يا كشته شدن تو نيست كه چهار تن از شما را پيش از تو كشتم و هر چهار تن چون تو پهلوان بودند » . و در حالى كه هر دو پياده بودند با شمشير بر او ضربه زد و او را كشت . سپس محمد بن روضة به جنگ او آمد و او در حالى كه به عراقيان ضربات سختى زده بود چنين مى خواند : « اى مردم كوفه اى اهل فتنه‌ها ، اى كشندگان عثمان . آن مرد امين و برگزيده كه كشته شدن او دلم را براى هميشه اندوهگين ساخته است ، شما را ضربه مى زنم ولى ابو حسن را نمى بينم » . اشتر بر او حمله كرد و او را كشت و چنين مى خواند : « خداوند از رحمت خود جز عثمان را دور نكند و خداوند بر شما خوارى و زبونى فرو آورد و اندوههاى شما را تسليت نبخشد » . سپس اجلح بن منصور كندى كه از سواركاران و دليران بنام عرب بود و بر اسبى به نام لاحق سوار بود به مبارزه اشتر آمد ولى همين كه اشتر با او روياروى شد از اين كار كراهت پيدا كرد ، در عين حال از برگشتن آزرم داشت آن دو با شمشير به يكديگر ضربه زدند كه اشتر بر او پيشى گرفت و او را كشت . خواهر اجلح در مرثيه او چنين سروده است : « هان بر مرد مورد اعتماد گريه كن ، كه همانا به خدا سوگند بركشته شدن آن پهلوان بلند مرتبه كه نظيرى چون او ميان ما نيست به گريستن گرفتاريم . . . » چون شعر او به اطلاع على عليه السّلام رسيد فرمود : آرى اين جزع و بيتابى