تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
عبد الله بن زبير است . هنگامى كه حجاج بن يوسف در مكه با او جنگ كرد و او را در مسجد الحرام محاصره نمود بيشتر يارانش از گرد او پراكنده شدند و گروه بسيارى از ايشان حتى دو پسرش ، حمزه و خبيب ، از حجاج امان خواستند و به او پيوستند . عبد الله بن زبير نزد مادرش اسماء دختر ابو بكر صديق كه در آن هنگام پير زنى فرتوت و كور شده بود رفت و گفت : نه تنها مردم كه فرزندان و خاندانم مرا زبون كردند و از يارى من دست برداشتند و با من فقط همان اندازه باقى مانده‌اند كه بيش از يك ساعت نمى توانند دفاع كنند . اين قوم [ اگر تسليم ايشان شوم ] هر چه از امور دنيايى كه بخواهم به من خواهند داد ، عقيدهء تو چيست گفت : پسر كم تو خود به خويشتن داناترى . اگر مى دانى كه بر حق هستى و به حق دعوت مى كنى در پى همان باش كه بيشتر يارانت كشته شده‌اند و گردن خويش را تسليم مكن كه كودكان و غلامان بنى امية با آن بازى كنند . اگر دنيا را اراده داشته‌اى كه چه بد بنده‌يى هستى ، خود و كسانى را كه با تو كشته شده‌اند به هلاكت انداخته‌اى و اگر بر حق جنگ كرده‌اى چون اصحابت سستى كنند خود نبايد از خويشتن ضعفى نشان دهى ، كه اين كار كار آزادگان و مردان دين نيست و مگر آنان چه اندازه ترا در دنيا باقى مى دارند . كشته شدن بهتر است . عبد اللّه [ به مادر ] نزديك شد و سرش را بوسيد و گفت : [ مادر جان ] به خدا سوگند كه اين عقيدهء من هم هست ، و به خدا سوگند به دنيا روى نياورده‌ام و زندگى در جهان را دوست نمى دارم و هيچ چيز جز خشم براى رضاى خداوند مرا به خروج و انداشته است ، كه نمى توانستم ببينم حرامهاى خداوند روا و حلال شمرده مىشود ، و من دوست مى داشتم انديشه ترا بدانم و تو بر بصيرت من افزودى و مادر جان خواهى ديد كه من امروز كشته مى شوم . بيتابى تو بر من سخت نباشد و مرا تسليم فرمان خداوند كن كه پسرت به عمد كار زشتى نكرده و كردار ناپسندى انجام نداده و در حكم خداوند گستاخ نشده و بر هيچ مسلمان و مردم اهل ذمه ستمى نكرده است و از هيچيك از كارگزاران من ستمى گزارش نداده‌اند كه من بر آن راضى باشم و همواره آن را ناپسند دانسته‌ام و هيچ چيز در نظرم برگزيده‌تر از رضايت خداوند نبوده است . پروردگارا من اين سخنان را نمى گويم كه خود را پاك نشان دهم كه تو بر من داناترى ، بلكه اين سخنان را براى تسكين خاطر مادرم مى گويم كه در سوگ من آرام گيرد .