و قضاى خداوند را هر چه باشد طالبم . از خانهء خود چشم مى پوشم و ويران ساختن آن را حافظ آبروى خويش از نكوهشهاى ديگر قرار مى دهم . دو راه بيش نيست يا اسيرى و منت ، يا ريخته شدن خون ، و كشته شدن براى آزاده شايستهتر است » .
عبد الحميد بن يحيى از سوى مروان بن حكم نامهيى براى ابو مسلم نوشت كه آن را ، به سبب بزرگى و كثرت مطالب ، بر شتر نرى بار كردند . و گفته شده است كه آن نامه ، چندان بلند و سنگين نبوده است بلكه آن را به جهت تعظيم بار شتر كرده بودند . عبد الحميد به مروان بن حكم گفت : اگر ابو مسلم اين نامه را در خلوت بخواند دلش خالى مىشود و اگر در حضور يارانش بخواند آنان را سست و زبون خواهد ساخت . و چون آن نامه به دست ابو مسلم رسيد بدون اينكه آن را بخواند در آتش انداخت و فقط بر بخش سپيدى كه از آن باقى مانده بود دو بيت زير را نوشت و براى مروان برگرداند : « شمشير ، خطوط بلاغت را نابود كرد و هم اكنون از هر جانب شيران بيشه آهنگ تو دارند ، اگر پيش آييد شمشيرهاى برانى به كار مى بريم كه براى آن سرزنش هر سرزنش كننده بى ارزش است » .
گفته شده است آغاز آن نامه چنين بود : كه اگر خداوند براى مورچه خير و صلاح مى خواست به او بال نمى داد .
و ابو مسلم براى نصر بن سيار نامهيى نوشت و نوشتن آن هنگامى بود كه در رمضان سال يك صد و بيست و نه ، جامه سياه پوشيد و براى عباسيان دعوت را آشكار
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 139
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص١٣٩