آزرده خاطر كرده باشد مردم بسيارى را آزرده خاطر كرده است . سليمان گفت : آرى من به تمام اين كارها راضى نبودم ، و اين سخن را سليمان براى هذيل از اين جهت مى گفت كه خاندانهاى كلاب و باهله هر دو از قبيلهء قيس عيلان بودند .
گفتهاند : هيچكس چون قتيبة بن مسلم حاكم خراسان نبوده است و بر فرض كه خاندان باهله در پستى و فرومايگى در آخرين حد بودند باز به واسطه وجود قتيبه براى آنان بر همه قبايل عرب افتخار بود .
چون قتيبه كشته شد سالارهاى ايرانى خراسان گفتند : اى گروه اعراب قتيبه را كشتيد و به خدا سوگند اگر از ما بود و مى مرد ما جسدش را در تابوتى مى نهاديم و در جنگها با خود مى برديم و از آن براى خويش فتح و پيروزى طلب مى كرديم .
سپهبد ديلمان گفت : اى گروه عرب ، قتيبه و يزيد بن مهلب را كشتيد چه كار شگفتى كه كرديد . به او گفتند : كداميك در نظر شما بزرگتر و پرهيبت تر بودند گفت : اگر قتيبه در دورترين نقطهء مغرب زمين در بند و زنجير بود و يزيد در سرزمين ما و حاكم بر ما مى بود باز هم قتيبه در سينههاى ما بزرگتر و پرهيبت تر بود .
عبد الرحمان بن جمانه باهلى در مرثيه قتيبه چنين سروده است : « گويى ابو حفص قتيبه هرگز از لشكرى به لشكر ديگر نرفته و بر منبر فرا نرفته است . گويى هرگز رايات و لشكرها بر گرد او به صورت صفهاى آراسته نبوده و مردم براى او لشكرگاهى نديدهاند . پيك مرگ او را فرا خواند و دعوت پروردگارش را پذيرفت و در كمال پارسايى و پاكيزگى به بهشتها رفت . اسلام پس از رحلت محمد ( ص ) به سوگى چون سوگ ابو حفص گرفتار نشده است .
اى عبهر بر او گريه كن . » عبهر ، نام يكى از كنيزان اوست .
در حديث صحيح آمده است : « همانا از گزيدگان مردم مردى است كه در راه خدا لگام اسب خويش را گرفته باشد و هر بانگى كه بشنود به سوى آن به پرواز در آيد » .
ابو بكر براى خالد بن وليد نوشت : و بدان كه از جانب خداوند چشمها و
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 136
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص١٣٦