تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
در جنگ پيشتاز بود . نام پسر عمويش بسطام و ملقب به شوذب بود و در دوره حكومت عمر بن عبد العزيز و يزيد بن عبد الملك خروج كرد . يزيد بن عبد الملك لشكرى گران به جنگ او فرستاد . خوارج فرار كردند ولى هدبة پايدارى و از گريز خوددارى كرد و چندان جنگ كرد تا كشته شد . ايوب بن خوله او را مرثيه گفته و چنين سروده است : « اى هدبه كه شايسته براى جنگ و شايسته هر بخششى بودى واى هدبه كه آماده براى دشمن كينه توز بودى و با او جنگ مى كردى ، اى هدبه چه بسيار گرفتاران و اسيرانى را كه لشكرهايشان آنان را تسليم نيزه‌ها كرده بودند ، يارى و پاسخ دادى . . . » سفارشها و نامه‌هاى ابراهيم امام براى ابو مسلم به خراسان مى رسيد و در آن چنين نوشته بود كه اگر بتوانى در خراسان يك تن را كه به عربى سخن بگويد باقى نگذارى چنين كن و هر پسر بچه را كه طول قامت او به پنج وجب برسد او را متهم كن و بكش و بر تو باد به كشتن مردم مضر كه آنان دشمنى هستند كه خانه‌شان نزديك است ، ريشه آنان را بزن و از ايشان هيچ كس را روى زمين باقى مگذار . متبنى گويد : شرف و عزت بلند مرتبه از صدمه مصون نمى ماند تا آنكه بر اطراف آن خون ريخته شود » . . . ديگر از كسانى كه از پذيرش زبونى سرباز زده‌اند قتيبة بن مسلم باهلى امير خراسان و ماوراء النهر است كه هيچكس كارى همچون كار او در فتح سرزمينهاى تركان نكرده است . وليد بن عبد الملك تصميم گرفت برادر خود سليمان بن عبد الملك را از ولى عهدى خلع كند و خلافت را پس از خود براى پسرش عبد العزيز بن وليد قرار
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 131 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى