تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
« اى ضباع بگيرش و او را به سوى خود بكش و ترا مژده باد به گوشت مردى كه در آن جنگ يارانش حضور نداشتند . . . » به مردى كه در كربلا همراه عمر بن سعد بود گفته شد : واى بر تو آيا فرزندان رسول خدا ( ص ) را كشتيد گفت : ريگ زير دندانت بيايد تو هم اگر آنچه ما ديديم مى ديدى همان كارى را مى كردى كه ما كرديم . گروهى بر ما قيام كردند و هجوم آوردند كه دستهايشان بر قبضه‌هاى شمشيرشان بود و همچون شيران شرزه از چپ و راست سواران شجاع را از پا در مى آوردند و خويشتن را به كام مرگ افكنده بودند ، نه امان و زينهار مى پذيرفتند و نه به خواسته و مال توجهى داشتند و هيچ چيز نمى توانست ميان ايشان و وارد شدن در آبشخور مرگ يا چيرگى بر ملك مانع و حايل شود و اگر اندكى از آنان دست مى داشتيم تمام جان لشكر را مى گرفتند . اى بى مادر ما چه كار مى توانستيم انجام دهيم سخاوت از باب شجاعت و شجاعت از باب سخاوت است ، كه شجاعت عبارت از انفاق عمر و بذل جان است و از اين جهت عين سخاوت است و سخاوت هم عبارت از بذل و بخشش مال است كه آن را معادل جان دانسته‌اند و از اين جهت همچون شجاعت است . ابو تمام در مورد برترى شجاعت بر سخاوت چنين سروده است : « چه تفاوت فاحشى است ميان قومى كه انفاق ايشان بخشيدن مال است و قومى كه جانهاى خود را مى بخشند » . به شيخ ما ، ابو عبد اللّه بصرى كه خدايش رحمت كناد ، گفته شد آيا در نصوص چيزى پيدا مى كنى كه از لحاظ كثرت ثواب و اجر - نه از لحاظ كثرت مناقب او ، زيرا از لحاظ مناقب موضوعى مسلم است - دلالت بر تفضيل على عليه السّلام داشته باشد او حديث مرغ بريان را نقل كرد و گفت : محبت از سوى خداوند به معنى