تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
يزيد بن مهلب در جنگ گرگان به برادر خود ابو عيينه گفت : بهترين منظره‌يى كه در اين جنگ ديده‌اى چيست گفت : شمشير و كلاهخود سيف بن ابى سبرة . عبد اللّه بن ابى سبرة بر غلامى ترك ، كه مردم به سبب شجاعت و قدرت او برايش راه گشوده بودند ، حمله كرد . آن دو به يكديگر ضربتى زدند كه ابن ابى سبره پس از آنكه غلام ، ضربتى بر سر او نواخت و شمشيرش بر كلاهخود او نشست وى را كشت . ابن ابى سبره به صف خود برگشت در حالى كه شمشيرش آغشته به خون غلام بود و شمشير غلام نيز همچون جزئى از كلاهخود او بر سرش بود و مى درخشيد و مردم مى گفتند : اين ستاره دنباله‌دار است ، و از منظره آن دچار تعجب شدند . [ در اينجا باز هم ابياتى را از چند شاعر شاهد آورده است و از جمله دو بيت از جناب ابو طالب بن عبد المطلب است و مضمون آن چنين است ] : « سوگند به خانه خدا ، دروغ مى گوييد كه پنداشته‌ايد بدون اينكه در راه محمد ( ص ) نيزه و شمشير بزنيم او را رها مى كنيم . ما او را تا آنجا كه بر گردش كشته شويم و از پسران و همسران خويش در گذريم يارى خواهيم داد » . چون على و حمزه و عبيده ، كه بر همه‌شان درود باد ، روز جنگ بدر به مبارزه عتبه و شيبه و وليد رفتند ، على عليه السّلام وليد را كشت و حمزه شيبه را - كه در اين مورد در روايات اختلاف است كه آيا شيبه هماورد حمزه بوده است يا عتبه عبيده زخمى بر سر عتبه زد و عتبه هم ساق پاى عبيده را قطع كرد و اين هنگام حمزه و على ( ع ) حمله بردند و يار خود را از عتبه رهانيدند و هر دو بر او شمشير زدند و او را كشتند و عبيده را بردند و او را در سايبان نزد پيامبر ( ص ) نهادند . عبيده در حالى كه مغز استخوان ساقش فرو مى ريخت و در حال جان دادن بود گفت : اى رسول خدا اگر ابو طالب زنده مى بود مى دانست كه من از خود او به اين سخنش سزاوارترم كه : « سوگند به خانهء خدا دروغ مى گوييد كه پنداشته‌ايد بدون آنكه در راه محمد ( ص ) نيزه و شمشير بزنيم او را رها مى كنيم . ما او را تا آنجا كه بر گردش كشته شويم و از پسران و همسران خويش درگذريم يارى خواهيم داد » . پيامبر ( ص ) گريست و عرضه داشت : « پروردگارا آنچه را به من وعده داده‌اى
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 125 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى