تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
نصر مى گويد : على عليه السّلام به مردم رقه فرمود : براى من پلى فراهم آوريد تا از آنجا به سوى شام بروم . آنان نپذيرفتند و قايقهاى خود را هم جمع كرده بودند . على ( ع ) برخاست و از آنجا رفت تا از پل « منبج » بگذرد و اشتر را بر آنان گماشت . اشتر به ايشان گفت : اى مردم اين حصار به خدا سوگند مى خورم كه اگر امير المومنين از اينجا برود و شما براى او پلى كنار شهر خود نسازيد كه از آن بگذرد ، ميان شما شمشير برهنه خواهم كشيد ، جنگجويان شما را خواهم كشت و سرزمين شما را ويران خواهم ساخت و اموال شما را خواهم گرفت . مردم رقه با يكديگر ملاقات كردند و گفتند اشتر به آنچه سوگند خورد عمل خواهد كرد و همانا على او را اينجا باقى گذارده كه براى ما شرى برپا كند . به او پيام دادند ما براى شما پل مى سازيم برگرديد . اشتر به على ( ع ) پيام فرستاد و او آمد و آنان برايش پل ساختند . وى بارها و مردان را عبور داد و به اشتر فرمان داد با سه هزار سوار آنجا بايستد تا آنكه همگان بگذرند و خودش پس از همه از پل گذشت . نصر مى گويد : هنگام عبور سواران ، اسبها ازدحام كردند دستار عبد اللّه بن ابى الحصين از سرش افتاد پياده شد آن را برداشت و سوار شد سپس دستار عبد اللّه بن حجاج افتاد او هم پياده شد و آن را برداشت و سوار شد و به دوست خود چنين گفت : « اگر گمان فال زنندگان چنان كه گفته و پنداشته‌اند راست باشد من و تو به زودى كشته مى شويم . » عبد اللّه بن ابى الحصين گفت : چيزى براى من محبوبتر از آنچه گفتى نيست . و هر دو در جنگ صفين كشته شدند . نصر مى گويد : چون على ( ع ) از فرات گذشت ، زياد بن نضر و شريح بن هانى را فرا خواند و آن دو را بر همان حال كه هنگام بيرون آمدن از كوفه بودند همراه دوازده هزار تن پيشاپيش خود گسيل داشت . هنگامى كه على عليه السّلام آن دو را به عنوان مقدمه لشكر خود از كوفه روانه كرده بود ، آن دو از كنارهء فرات كه بر طرف صحرا بود و در امتداد كوفه پيشروى كردند و چون به « عانات » رسيدند به آنان خبر رسيد كه على ( ع ) راه جزيره را پيش گرفته است و دانستند كه معاويه با لشكرهاى شام براى رويارويى از دمشق حركت