تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
كرده است . با خود گفتند ، به خدا سوگند اين به صلاح نيست كه ما همچنان به راه خود ادامه دهيم و ميان ما و على ( ع ) اين آب فاصله باشد و به صلاح ما نيست كه با اين شمار نسبتا اندك و جدا از نيروهاى امدادى با لشكرهاى شام رو برو شويم . خواستند در منطقه عانات از فرات بگذرند مردمش نگذاشتند و قايقها را از ايشان باز داشتند . آنان بر گشتند و در شهر هيت از فرات گذشتند و در دهكده‌اى پايين تر از قرقيسياء به على ( ع ) پيوستند . چون ايشان به امير المومنين رسيدند با شگفتى فرمود : عجيب است كه مقدمهء لشكر من پس از من فرا مى رسد زياد و شريح هر دو برخاستند و از آنچه انديشيده بودند او را آگاه ساختند . فرمود : درست و پسنديده رفتار كرده‌ايد . و چون از فرات عبور كردند همچنان آن دو را پيشاپيش سوى معاويه گسيل داشت . آن دو همين كه نزديك معاويه رسيدند ابو الاعور سلمى با بخشى از لشكرهاى شام با آنان روبرو شد و او هم فرمانده مقدمه سپاه معاويه بود . آن دو از او دعوت كردند كه به اطاعت امير المومنين در آيد ، نپذيرفت . آن دو به على ( ع ) پيام فرستادند كه ما با ابو الاعور سلمى كه در لشكرى از شام بود در مرز روم روياروى شديم او و يارانش را دعوت كرديم كه به اطاعت تو در آيند نپذيرفتند و پيشنهاد ما را رد كردند ، اينك فرمان خود را براى ما بگوى . على ( ع ) به اشتر پيام فرستاد كه اى مالك زياد و شريح به من پيام فرستاده و خبر داده‌اند كه با ابو الاعور سلمى همراه لشكرى از شام در مرز روم روياروى شده‌اند ، فرستاده به من خبر داد آنان را در حالى ترك كرده است كه مقابل يكديگر ايستاده بوده‌اند . اينك شتابان خود را به ايشان و يارانت برسان و چون آنجا رسيدى تو فرمانده ايشان خواهى بود . بر حذر باش كه مبادا تو با آن قوم جنگ را آغاز كنى پيش از آنكه آنان شروع كنند . با آنان ديدار كن و سخن ايشان را بشنو و مبادا بدى ايشان پيش از آنكه ايشان را فراخوانى و مكرر اتمام حجت كنى تو را به جنگ با ايشان وادارد ، بر ميمنه لشكر خويش زياد و بر مسيره آن شريح را بگمار و خود در قلب [ لشكر ] و ميان اصحاب خويش بايست و به آنان چنان نزديك مشو كه نزديك شدن كسى باشد كه مى خواهد آتش جنگ را برفروزد و از ايشان چندان فاصله مگير كه فاصله كسى باشد كه از مردم مى ترسد ، تا من پيش تو رسم كه من به خواست خداوند شتابان پيش تو مى آيم . گويد : و على ( ع ) براى زياد و شريح نامه‌اى همراه حارث بن جمهان جعفى