تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
دستور دادم تا او را به مبارزه با من فراخوانى ، زيرا او - گرچه داراى چنين شأنى است - جز با افراد سالخورده و هم شأن و اهل شرف جنگ نمى كند و تو نيز به حمد اللّه از اهل شرف و هم شأن هستى ، ولى نوجوانى و او با جوانان جنگ نمى كند . پس برو او را به مبارزه با من فراخوان . سنان بن مالك پيش آنان آمد و گفت : من فرستاده‌ام امانم دهيد و او خود را نزد ابو الاعور رساند . نصر مى گويد : عمر بن سعد ، از ابو زهير عبسى ، از صالح پسر سنان بن مالك نقل مىكند كه مى گفته است به ابو الاعور گفتم : اشتر ترا به مبارزه مى طلبد . او مدتى طولانى سكوت كرد و سپس گفت : همانا سبكى و بد انديشى و زبونى اشتر او را بر آن واداشت كه كارگزاران عثمان را تبعيد و از شهر خود بيرون كند و بر او تهمت زند و كارهاى پسنديدهء او را زشت شمارد و حق او را رعايت نكند و دشمنى خويش را با او آشكار سازد و نيز از سبكى و بد انديشى اشتر بود كه به محل استقرار و خانهء عثمان رفت و او را همراه ديگران كه او را كشتند كشت ، و خون عثمان بر عهده‌اش قرار گرفت . مرا به مبارزه با او نيازى نيست . من گفتم : تو سخن گفتى اينك بشنو تا پاسخت دهم . گفت : مرا به پاسخ تو و شنيدن سخنانت نيازى نيست . از پيش من بيرون برو . و يارانش بر من فرياد كشيدند و من برگشتم و اگر گوش مى داد حجت و عذر سالار خود را به گوشش مى رساندم . من نزد اشتر بازگشتم و به او خبر دادم كه ابو الاعور از مبارزه خوددارى كرده است . گفت : آرى ، حفظ جانش را در نظر داشته است . گويد : ما همچنان روياروى هم ايستاده بوديم كه ناگاه آنان بازگشتند ، و بامداد فردا على عليه السّلام در حالى كه به سوى معاويه در حركت بود نزد ما رسيد . ابو الاعور پيشى گرفته و زمينهاى هموار و گسترده و كنارهء آب را تصرف كرد . او كه نامش سفيان بن عمرو بود فرماندهء مقدمه سپاه معاويه بود و معاويه ، بسر بن ارطاة عامرى را نيز بر ساقهء لشكر خود گمارد و عبيد اللّه بن عمر بن خطاب را به فرماندهى سواره - نظام نهاد و درفش را به عبد الرحمان بن خالد بن وليد سپرد و حبيب بن مسلمه فهرى را بر ميمنه و يزيد بن زحرضبى را بر پيادگان ميمنه گماشت و همچنين عبد اللّه بن عمروعاص را بر ميسرة و حابس بن سعيد طايى را بر پيادگان ميسره گماشت . ضحاك بن قيس فهرى را بر سواران دمشق و يزيد بن اسد بن كزر بجلى را بر پيادگان دمشق و ذو الكلاع را