تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
نمايد ، و عرب گروه گروه به دين در آمدند و اين امت خواه ناخواه اسلام آورد و تسليم فرمان او شد و شما هم در زمره كسانى بوديد كه يا به اميد و يا از بيم به اين دين در آمديد و اين موضوع هنگامى بود كه پيشگامان فضيلت ، گوى سبقت را ربوده بودند و مهاجران نخستين به فضيلت خويش دست يافته بودند ، و براى كسانى كه سوابق و فضايل ايشان را در دين ندارند شايسته و سزاوار نيست در مورد حكومت و كارى كه ايشان شايسته و بايسته‌ترند نزاع و ستيز كنند و جور و ستم روا دارند . و براى خردمند ، سزاوار نيست كه حدود خويش را نشناسد و از حد خود در گذرد و خود را در جستجوى چيزى كه شايسته آن نيست به زحمت اندازد . و همانا سزاوار ترين مردم به حكومت بر اين امت در گذشته و حال كسى است كه از همه به رسول خدا نزديكتر و به احكام كتاب داناتر و در دين فقيه‌تر است ، نخستين ايشان در مسلمان شدن و برترين آنان در جهاد و قويترين ايشان در تحمل سختى امر امت است . اينك « از خدايى كه به سوى او باز مى گرديد بترسيد » ، « و حق را با باطل مياميزيد و حق را در حالى كه مى دانيد پوشيده مداريد . » و بدانيد بندگان برگزيده خداوند كسانى هستند كه به آنچه مى دانند عمل مى كنند و بدترين بندگان نادانانى هستند كه با نادانى خويش با اهل علم ستيز مى كنند ، و همانا عالم را به علمش فضيلت است و جاهل از ستيز با عالم چيزى جز جهل و نادانى برخود نمى افزايد . همانا كه من شما را به كتاب خدا و سنت پيامبرش و حفظ خونهاى اين امت فرا مى خوانم ، اگر بپذيريد به رشد خود رسيده‌ايد و به بهرهء خويش رهنمون شده‌ايد . اگر چيزى جز پراكندگى و گسستن وحدت اين امت را نپذيريد در آن صورت بر دورى شما از خداوند افزوده مىشود و خداوند چيزى جز خشم خود را بر شما نمى افزايد . و السّلام . معاويه در پاسخ اين نامه فقط يك سطر نوشت كه چنين بود : « اما بعد ، همانا ميان من و قيس ، عتابى جز نيزه زدن به تهيگاه و زدن گردنها نيست . » و چون اين پاسخ به على ( ع ) رسيد اين آيه را تلاوت كرد : « همانا تو نمى توانى هر كه را دوست مى دارى هدايت كنى ولى خداوند هر كه را بخواهد هدايت مىكند و او به آنان كه قابل هدايتند آگاه‌تر است » .