تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام العسكري (ع) (مسند امام عسكرى ع) (فارسى) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
مشغول كرد تا كشته شد و به سوى عذاب دردناك الهى رفت ! « 1 » 141 - از محمّدبن ابىالزّعفران به نقل از مادر ابومحمّد عليه السلام آورده است ، مىگويد : روزى از روزها ( ابومحمّد ) فرمود : « در سال 260 تبى بر من عارض مىشود كه مىترسم از آن بابت دچار نكبتى شوم ، مادر ابىمحمّد عليه السلام مىگويد : اظهار بىتابى كردم و گريه‌ام گرفت ! فرود : « امر خدا ناگزير واقع مىشود ، بىتابى نكن ! » چون ماه صفر سال 260 فرا رسيد ، آن بانو گرفتار اضطراب و زمينگير شد و چنان بود كه به « احايين » بيرون مىرفت و خبرها به او نمىرسيد تا اينكه خبر آمد - موقعى كه معتمد امام عليه السلام را به دست علىّبن جرين سپرده و زندانى كرده بود ، برادرش جعفر نيز با او بازداشت بود ، معتمد در هر جا و هر وقت از على اخبار آن حضرت را مىپرسيد ، تا اينكه به او خبر داد : او روز روزه مىگيرد و شب نماز مىخواند ! و روزى او روزها كه از حال او پرسيد ، همانطور گزارش كرد ! به وى گفت : همين الان برو و به او سلام برسان و بگو : به منزلت برگرد ! در حالى كه او را مصاحبت مىكنى . علىّبن جرين مىگويد : در زندان رفتم ديدم الاغى زين شده است ، خدمت امام عليه السلام وارد شدم ، ديدم نشسته است و كفش و ردا و كلاه بر تن كرده است . همين كه مرا ديد از جا بلند شد و من نوشته را به او دادم و او حركت كرد ، همين كه به الاغ سوار شد ، ايستاد ! گفتم : سرورم ! چرا ايستاديد ؟ فرمود : « تا جعفر بيرون بيايد ! » گفتم : به من دستور داده است تنها شما را آزاد كنم ، نه او را . فرمود : « نزد او بر مىگردى و
هامش
( 1 ) - اثبات الوصية : ص 245 .