ماند و درگذشت . « 1 »
134 - از حجاجبن سفيان عبدى نقل كرده است ، مىگويد : پسرم را در حال بيمارى در بصره گذاشتم ، طى نامهاى به ابومحمّد عليه السلام نوشتم و از او خواستم تا دعا كند ، به دست خط خود در پاسخ من نوشت : « خدا پسرت را بيامرزد اگر مؤمن بود ! » حجاج مىگويد : نامهاى به من رسيد كه او در همان روز مرده است . وى به خاطر اختلافى كه در زبانها افتاده بود در امامت شك داشت ! « 2 »
135 - از محمّدبن رباب رقاشى نقل كرده ، مىگويد : به ابومحمّد عليه السلام نوشتم و از او راجع به معناى « مشكاة » پرسيدم و خواستم براى زنم كه باردار بود دعا كند تا خداوند پسرى به او بدهد ، و نامى برايش تعيين فرمايد ؟ جواب آمد : « مشكاة همان قلب محمّد صلى الله عليه و آله و سلم است » و در آخر نامه نوشته بود : « خداوند ا جر تو را زياد كند و عوضش را به تو بدهد كه همسرت بچه را مرده به دنيا آورد و پس از آن باردار خواهد شد و پسرى از او متولّد مىشود ! » . « 3 »
136 - علىّبن حميد ذراع مىگويد : به ابومحمّد عليه السلام نامهاى نوشتم و از او درخواست كردم براى گشايش از تنگنايى كه ما گرفتار بوديم دعا كند ! جواب آمد : « گشايش زود مىرسد ؛ از ناحيهء فارس مالى براى تو مىآيد » پس از آن پسرعمويم در فارس از دنيا رفت و من تنها وارث او بودم ، و بعد از چند روز مال او به دستم رسيد ! . « 4 »
هامش
( 1 ) - اثبات الوصيه : ص 243 .
( 2 ) - همان .
( 3 ) - همان .
( 4 ) - همان .