برحذر باشيد ! » چون سه روز گذشت بين بنىهاشم اتفاقى افتاد ! به آن حضرت نوشتم : آيا آن فتنه همين بود ؟ نوشت : « نه ، بلكه غير آن است ، برحذر باشيد ! چون سه روز گذشت ماجراى ( قتل ) معتز اتّفاق افتاد ! « 1 »
125 - ابوالحسن محمّدبن هارونبن موسى از پدرش نقل كرده ، مىگويد :
در بيرون خانه ابوعلى محمّدبن همام روى سكويى كه آراسته بود ، نشسته بوديم ، پيرمردى كه جامه پشمينه بر تن داشت از كنار ما گذشت و بر محمّدبن همام سلام داد و او جواب سلام را داد ، و گذشت ، ابوعلى گفت : آيا مىدانى اين كيست ؟ گفتم : نه . گفت : خدمتگزار مولايمان ابومحمّد حسن عليه السلام است ، آيا مايلى كه چيزى از حديث آن حضرت را از وى بشنوى ؟ گفتم : آرى .
پرسيد : آيا چيزى به همراه دارى به او بدهى ؟ گفتم : همراه من دو درهم خالص است ، گفت : او را كفايت مىكند . به او بده ! پشت سرش رفتم و در فلان جا به او رسيدم ، گفتم : ابوعلى مىگويد : لطف كنيد به طرف مابرگرديد ! گفت : بسيار خوب ! به طرف ابوعلى آمد و نزد او نشست ، و ابوعلى با چشم اشاره كرد كه دو درهم را به او بدهم ! و من هم آن دو درهم را به وى دادم ؛ به من گفت : نيازى به اين نبود سپس آنها را گرفت .
ابوعلى گفت : اى ابوعبداللَّه ! از ابومحمّد عليه السلام براى ما حديثى بگو ! گفت :
استاد من . . . « 2 »
هامش
( 1 ) - دلائل الامامه : ص 224 .
( 2 ) - اين قسمت داستان را در همين بخش با مقدارى تفاوت در عبارت و الفاظ به شمارهء ( 52 ) از مناقب ( 2 / 466 ) نقل كرديم ، مراجعه شود - م .