تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام العسكري (ع) (مسند امام عسكرى ع) (فارسى) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
همين كه فرود آمد ، گوش راست آن حيوان را گرفت و بالا برد ، سپس گوش چپش را گرفت و بالا كشيد ، به خدا سوگند كه جلوى آن حيوان جو مىريختم و در مقابلش جوها را پراكنده مىساختم به بركت استادم حركت نمىكرد . ابومحمّد مىگويد : ابوعلىّبن همام گفت : اين اسب به نام صؤل ، مزاحم صاحبش و حتى مزاحم ديوارهاى اطراف بود ؛ روى پاهايش بلند مىشد و با دست صاحبش را مىزد ! محمّد ، خدمتكار امام عليه السلام گفت ، استادم عليه السلام شايسته‌ترين فردى بود كه از علويان و هاشميان ديده بودم ، او هرگز از شراب خرما نخورد و پيوسته در محراب مىنشست و سجده مىكرد ، من مىخوابيدم و بيدار مىشدم و او همچنان در حال سجده بود ، كم خوراك بود ؛ برايش انجير و انگور و هلو و نظاير اينها را مىآوردند ولى او يكى و دوتايى از آنها مىخورد و مىگفت : « محمّد ! اينها را براى بچه‌هايتان ببر ! » مىگفتم : همهء اينها را ؟ مىفرمود : « همه را بردار ! » من هرگز دوستداشتنىتر از او نديده‌ام ! . « 1 » 126 - از عباس‌بن محمّدبن ابىالخطاب نقل كرده ، مىگويد : يكى از بنىالبقاح به همراه كسانى در جستجوى دليل و نشان ، آهنگ سامرا را كردند همين كه به ما بين دو ديوار ( دروازه شهر ) رسيدند ، اجازه خواستند ، به ايشان اجازه ندادند تا روز پنجشنبه ماندند ، امام ابومحمّد عليه السلام سوار بر مركب درآمد ، يكى از آنها به رفيقش گفت : اگر او
هامش
( 1 ) - دلائل الامامه : ص 226 .