تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل عرفانى وفلسفى حكيم قاينى — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
آمده كه أكثر أهل الجنّة البله « 1 » . و اما آن نفوس را كه شعور به آنچه رفت حاصل آمده باشد و به كمالات خويشتن مستشعر گشته باشد و اكتساب اين عقيده نمود ، چون اين بدن بگذارد و آن را نيل معقولات از انجام تا آغاز بدان وجه كه گفته رفت نبود و علوم آنها را احاطه به حقيقت موجودات حاصل نشده باشد ، مر آنها را انفصال بالكليه دست ندهد و بدين شقاوت ابدى گرفتار باشند ، از آن سبب كه كمالات و سعادات ايشان از جانب بدن و ادوات و آلات جسماني است و اكتساب و تحصيل و كردار و گفتار آنان به بدن اندر است ، و چون بدن نماند ايشان را تعطيل ابدى حاصل آيد . نعوذ باللّه من ذلك .

فصل يازدهم

بدان كه اين گروه را دو شعبه بود : شعبهء نخستين آنان باشند كه در كسب كمالات اهمال نمايند و در تحصيل خيرات آن جهان و سعادت جاودان فرو گذاشت كنند و به لذات الهيه متوجه نشوند ، كاهلى و كسالت و بطلان را ، نه عناد و جحود و ستيزه را . و شعبهء دويمين آنان باشند كه در عناد و انكار و تعصب كوشند و رأيهاى عقيمه را بر رأيهاى صحيحه اختيار كنند و حكم به بطلان معارف فلسفيه نمايند و سفسطه‌ها انگيزند و جدلها پيش آرند ، به غلط افتادن مردمان را ، و عقايد احداث و نوآموزان را تباه سازند . و چنين فرا نمايند كه لذات ملكى حقيقتى ندارد ، و اگر دارد ممكن الحصول نيست ، و اگر ممكن الحصول هست حكما را نيست و به علمهاى فلسفه تعلقى ندارد .
هامش
( 1 ) - در سفينة البحار ، 2 / 107 ، آمده است : عن جعفر عن آبائه ( عليهم السلام ) ان النبي قال : دخلت الجنة فرأيتها أكثر اهلها البله . البله : المتغافل عن الشر ، العاقل في الخير و الذين يصومون ثلثة ايام في كل شهر .