تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل عرفانى وفلسفى حكيم قاينى — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
آفريدگار خويشتن و مخالطت ارواح پاكان خواهد رسيد و از امراض و آفات نجات يافت و به أعظم مراتب لذات توصل جست ، و اكنون كه به بدن اندر است علايق بدنى و نوازع جسماني أو را نگذارد كه به ذات خويشتن رجوع نمايد و به لذات شريفه استشعار « 1 » حاصل كند . پس ذوات آنها ، كه بالحقيقه بر آن لذات عاشق‌اند ، براى آميختن جسمانيات از معشوق خويش غافل شوند و آن را فراموش كنند ، چنان كه بيماران را باشد آنگاه كه هاضمهء ايشان به دفع اخلاط رديه « 2 » مشغول گرديده باشد ، و حاجت و افتقار ايشان از آنچه بدل ما يتحلل مىشود برخاسته « 3 » بود ، و چونانكه ممرورين را افتد از نفرت كردن از غذاهاى چرب شيرين و شرابهاى خوشگوار . و اگر آنكه هنگام آميختگى به بدن نفوس را اين سعادات حاصل نيامده باشد و به كمالات خويشتن شعور نداشته باشند ، چون اين نوازع از راه ايشان برخيزد ، مر آنها را شقاوتى حاصل آيد كه از قياس وهم و حس بيرون باشد ، زيرا چندانكه لذات عقليه شريفتر و عظيمتر است از لذات بدنى ، چونين آلام و نكبات و نكالات « 4 » روحاني سخت‌تر و عظيمتر خواهد بود از آلام و شقاوات جسماني . و آنها در آتش تشوير « 5 » و حسرت مىسوزند ، هر چند آتش به جوهر نفس كار نكند . فاما از حسرت آنكه چرا گناه كردم و چرا نيكى نكردم مىسوزد . و آتش حسرت بدتر از آتش اين جهان است . و اكنون كه بدين بدن اندر است ، به واسطهء موانع هيولانى به ذات خويش و به اين نوع شقاوت مستشعر نيست . و چون از قيد تن آزاد شود عيب و هنرشان مر ايشان را روشن شود ، چون بدنى كه بسيار سرد شده باشد ، چون أو را ملامسهء آتش اتفاق افتد از آن متأذى نشود ، و چون قوهء لامسه به حركت در آيد أو را المى سخت طارى گردد .
هامش
( 1 ) - ظ : استحصال .
( 2 ) - رديّه ، خبيثه ، زيان رسان .
( 3 ) - في الأصل : برخواسته .
( 4 ) - نكال ، عقوبت .
( 5 ) - تشوير ، پريشانى ، شرم .