10 . تقابل ورويارويى دو جريان فلسفي در شيراز
در سدهء نهم هجرى ، دو مدرسه ودو جريان فكرى فلسفي در شيراز شكل گرفت كه تعارضها وكشمكشهاى اين دو در كنار نقاط منفى رهآوردهاى مثبتى را در جهت رشد وشكوفايى جريان فلسفهء اسلامى به همراه داشت .
1 . مدرسهء دشتكىها : كه با پايمردى بزرگانديشى چون صدر الدين دشتكى ( سيّد سند ) آغاز شد وبا همّت والاي غياث الدين منصور ( پسر ) تداوم يافت .
خاندان دشتكى به دليل برخوردارى از ثروت وقدرت مالي ، نياز به تقيّه ومصلحتانديشى نداشتند ودر فضاى خرد ستيزى حاكم ، خيلى صريح وبىپرده به بيان باورهاى خويش مىپرداختند . نقل است كه غياث الدين حتّى آن گاه كه به مقام وزارت شاه تهماسب صفوى در آمد ، باز در بيان عقايد خويش ودفاع از انديشههاى پدر وردّ انگارههاى دوانى پروايى نداشت . اين جسارت سرانجام باعث شد كه پدر به قتل برسد وپسر از وزارت خلع ومنزوى شود .
صدر الدين گر چه خود مؤسّس يك نظام فلسفي منسجم ومستقل نبود ، امّا با تسلّط بر حكمت سينوى وآموزههاى اشراقي ، زمينه را براي ظهور وپيدايش دستگاههاى فلسفي چون « حكمت يماني » و « حكمت متعاليه » مهيّا كرد . البتّه همان گونه كه خود أو نيز تصريح دارد ، گاه آراى منحصر به فردى ارائه كرده كه از جايى الهام نگرفته ومختصّ خود اوست ؛ « 1 » ولى با اين حال ، اين باعث نمىشود كه ديدگاههاى وى را يك نظام فلسفي منسجم به شمار آوريم .
برخى بر آناند صدر الدين به دليل املاك وزمينهاى كشاورزى كه داشت ، كمتر به مسافرت مىرفت وبا دانشمندان ديگر شهرها ارتباط كمترى داشت ؛ از اين رو ، گستره وگونهگونى دانشهاى أو محدود بود وآثار اندكى از وى بر جاى مانده است
هامش
( 1 ) . حاشيهء صدر الدين بر شرح تجريد ، نسخهء خطّى كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى ، شمارهء 1755 .