كه قلم قضاى أزلي به تقدير وجود آن جارى نشده است ، دعا را چه حاصل خواهد بود ؟ واگر از أمور مقدّر است وخواهد شد ، دعا چه ضرور ؟
در جواب مىگوييم كه طلب ودعا نيز از قضا وقدر است واز شرايط حصول مأمول . پس آنچه انجاح آن به شرط دعا وطلب مقدّر است ، دعا وطلب در آن نيز مقدّر است .
وشارح اشراق گفته است كه دعا جزء علّت تامّه است براي چيزى كه به أسباب سفليه وعلوية منوط است ؛ واستعدادات موادّ با دعاست .
ودر حواشي كتاب مصباح كفعمى مذكور است كه ديدم به خطّ شهيد كه دعا در وقت اقتران مشترى ورأس مستجاب مىشود واين اقتران در هر چهارده سال يك مرتبه واقع مىشود .
مترجم گويد كه حكم به اينكه اقتران مشترى ورأس در هر چهارده سال يك مرتبه واقع مىشود ، اشتباه است . زيرا كه حركت مشترى در هر دوازده سال يك دوره است بر توالى ؛ وحركت رأس در هر نوزده سال يك دوره است ، بر خلاف توالى واقتران ايشان قريب به هشت سال يك مرتبه واقع مىشود .
وأيضا از كلام غياث الحكماء است كه تأثير أجسام به مشاركت أوضاع است واختلاف أوضاع سفليات به جهت اختلاف أوضاع علويات است واجرام علوية را در أقطار زمين به حسب اختلاف نسب تأثيرات مختلفه هست .
وأيضا از اوست كه توجّه به جهات مختلفه را خواصّ وآثار مختلفه هست ، مثل آنكه توجّه به سهيل وقطب جنوبي موجب سهولت ولادت است ؛ واز اين جهت است كه روى حيوانات را در حال ولاد به آن جانب مىكنند ؛ وتوجّه به قطب شمالي ونظر كردن در بنات النعش موجب تقويت بصر است .
واز اين دو مقدّمه سرّ توجّه به كعبه وفايدهء بعضي از اعمال حجّ ظاهر مىشود .
اشراق هياكل النور لكشف ظلمات شواكل الغرور — صفحة مقدمه 85
مساهمون: غياث الدين منصور دشتكي شيرازي
صمقدمه ٨٥