نفساني آن اعراض از متاع دنيا وطيّبات آن است با اجتناب از شواغل وعوائق وصرف فكر به سوى قدس جبروت واستدامهء شروق نور الهى در سرّ براي انكشاف پردهاى كه نفس ناطقه را پوشانيده است .
وأيضا از كلمات غياث الحكماء است كه بر مواعظ مشتمل است :
بدان كه مسرّات ايّام مقرون به غم است وحلاوت دنيا معجون به سمّ .
دنيا را طلاق ده . زيرا كه همخوابهء پدران تو است ؛ وآن را منخلعه گردان . زيرا كه حليلهء پسران تو است .
خدا را پرستش كن با قلب نشيط وعدول ورز از افراط وتفريط به سوى منهج وسيط .
عبادت مكن براي همسايگان ونه به جهت قرب سلطان ، چنانكه عادت ابناي زمان است ؛ ونه براي خوف نيران ونه به جهت لذّت جنان .
تو بندگى چو گدايان به شرط مزد مكن * كه دوست خود روش بندهپرورى داند
خوشا به حال پرهيزكار گمنام كه سالم است از اشارهء أنام .
اعتماد مكن بر آنان كه در صوامع ساكناند براي آنكه معروف شوند . زيرا كه أكثر ايشان مخنّثاند كه مناصب رجال را بر خود بستهاند .
قناعت كن مثل قناعت كردن حيّات ودر ظلمت پنهان شو .
مانند آب حيات ، مرارت نوائب را تجرّع نما در ايّام معدوده به اميد حلاوت موعوده . « 1 »
هامش
( 1 ) . ترجمهء محبوب القلوب ، نسخهء خطّى ، صص 326 - 338 .