تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اشراق هياكل النور لكشف ظلمات شواكل الغرور — صفحة مقدمه 83

مساهمون:

صمقدمه ٨٣
وجه تأمّل اشاره نموده است ؛ وخلاصهء آن همان سخن است كه در كتب حكما در بيان امتناع وجود معتدل حقيقي مذكور است وآن اين است كه هر گاه موجود شود ، يكى از دو محال لازم مىآيد : يا آنكه بايد كه براي جسمي حيّز طبيعي نباشد يا ترجيح بلا مرجّح حاصل آيد واين سخن با اعتراضاتى كه بر آن وارد مىآيد وجوابهايى كه براي آن گفته‌اند ، در أكثر كتب كلاميه وحكميه مذكور است . امّا همهء آن أبحاث متعلّق است به وجود معتدل حقيقي در عالم أكبر ؛ وهر گاه مؤلّف وجود آن را در عالم أكبر بنابر قاعدهء مذكوره مسلّم دارد ، أو را منع نمودن آن در عالم أصغر نمىرسد . وأيضا از إفادات غياث الحكماء است در علل الشرايع وگفته است كه مسامات وجه وأطراف به أوساخ منسدّ مىشوند واين موجب تصاعد بخارات رديّه به دماغ مىگردد وأرواح نفسانية را مشوّش مىسازد ومانع از توجّه تامّ به ملأ روحانيات مىشود وعنان نفس را به حكم مناسبت به جانب أمور جسمانية مىكشاند . ووجه ديگر آنكه آب مرطّب است ودر وجه وأطراف اعصاب بسيار هست كه از دماغ روييده است واز اين جهت تدهين أطراف مرطّب دماغ است ؛ واز اينجا سرّ وضو ظاهر مىشود . ومؤلّف بعد از ذكر آنكه وضو در عرف شرع به معنى شستن اعضاى مخصوصة ومسح كردن اعضاى مخصوصة است ومشتقّ است از « وضائة » كه به معنى حسن ونظافت است ، گفته است كه در كتاب علل الشرايع از حضرت امام رضا - عليه السلام - منقول است كه اگر كسى گويد كه چرا اين غسل ومسح بر رو ودستها وسر وپاها واجب شد ؟ در جواب گفته مىشود كه چون به رو سجده وخضوع به جا مىآورد وبه دست