تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اشراق هياكل النور لكشف ظلمات شواكل الغرور — صفحة مقدمه 81

مساهمون:

صمقدمه ٨١
مىتوان دانست به يقين . » وأيضا از كلام اوست كه : « هر حادثى در اين عالم ، ظلّ مثالي موجود فلكى است ، چنانكه بروج آسمانى ظلّ عالم نوري است وحوادث عنصريه أظلال مثل فلكيه‌اند كه آنها حاجب أنوار نيّرات آن عالمند . پس آنچه در اين عالم است ، ظلّ ظلّ ، بلكه ظلّ حادث از اظلال اشخاص فلكيه‌اند كه آنها نيز به وجهي ديگر اظلال‌اند . فاعرف ذلك ؛ فإنّه مع وضوحه لا يخلو عن دقّة ولطافة وفيه أسرار يطّلعك على أسرار . وتوضيح اين كلام به نحوى كه در شرح اشراق مذكور است اين است كه أفلاك در حركات وآنچه به حركات مناسب است ومقابلات كواكب وباقي نظرات آن متشبّهه‌اند به مناسبات أمور قدسية ؛ يعنى أنوار مجرّدهء عقلية واشعّهء أنوار قاهره ؛ وچنانكه ذوات عقلية با هيئات آنها علّت ذوات جسمانية وهيئات آنهايند ، مناسبات عقليه‌اى كه ميان أنوار مجرّده واشعّهء آنهاست ، علّتند براي مناسبات جسمانية ؛ وبر اين نحو هر چه در عالم عقلي است ، سرايت به عالم حسّى ومثالي مىكند به مناسبات محفوظه . وبالجملة : عالم جسماني موافق ومطابق عالم عقلي است . پس أو به منزلهء ظلّ است وعالم عقلي به منزلهء ذي ظلّ . پس هر امرى كه حادث مىشود از علّتى ناچار است تا آنكه منتهى شود با مناسبتى از مناسبات عقلية كه أفلاك آن را به استخراج أوضاع وحركات اخراج نمايد . پس هر گاه حركت نمايد ونسبتي را طلب كند ، از عقل مفارق ، هيئت نوريهء روحانية يا ظلمانيهء جسمانية كه به مقتضاى آن حركت مناسب باشد ، بر قابل مستعدّ آن نسبت از جواهر نفسانية وجسمانية افاضه مىشود ؛ وآن نسب به حسب اقتضاى فاعل وقابل ظهور مىنمايد واستعداد قابل به نفوذ أنوار كواكب در اجرام در أوضاع مختلفه حاصل مىگردد ؛ ومراد از تأثير