تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اشراق هياكل النور لكشف ظلمات شواكل الغرور — صفحة مقدمه 80

مساهمون:

صمقدمه ٨٠
است : « مقرّر است به قول صادق مصدق - عليه وعلى آله الكرام أفضل الصلاة والسلام - كه اوّل گوهرى كه از بحر علم قديم به ساحل حدوث افتاد ، قلم بود ؛ واوّل خطابي كه از حضرت قادر عليم به أو رسيد ، امر به كتابت بود ؛ وأو هر چه شدني بود از بدو ايجاد تا ابد آباد بر لوحى از تغيير وتحريف محفوظ ثبت فرموده ؛ واز اين مستفاد شد كه اشيا را أصل نخستين در عالم حروف بود به صورت كتابي واز آن جمله آنچه بر حسب حكمت باهرهء الهى از براي نظم أمور عالم وسداد ورشاد بني آدم كه به آن كار ديني ودنيوي بسازند ودر استحصال هر مراد از مقاصد صوري ومعنوي دست چاره سوى أو يازند هم حروف است .
سخن است اوّل اشيا ، سخن است آخر بار * در ميان هم به سخن راست توان كردن كار
ولهذا چون مقتضى صنع بىچون چنان است كه درخت گاهى كه به حدّ نشو ونما رسد ، أصل خود را درست نمايد ، شجرهء آفرينش چون در چمن اعتدال آباد نشئهء انساني به أقصى غايت كمال رسيد ، ثمرهء سخن بار آورد هم به صورت كلامي كه از أو پديد آمده وهم به صورت كتابي كه عنصر اوّل اشيا همه اوست . واز اين سرّ به غايت فاش است كه در قصاراى امر كه عروج بر مدارج نباهت وجلالت به أوج نبوّت ورسالت انجاميد ودر مصاعد
تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ
صعود نموده ، به أعلى قلل خاتميت پيوست ، آيت كبرى وبيّنهء زهراء آن مرتبهء بلند ومنزلهء ارجمند كلام كامل آمد تا ظاهر شود كه حروف با آنكه از سعت رحمت بىپايان رحماني در طىّ ملابس حدّ ثاني نمايشى كرده ، مهمّات دو جهانى همه را مىسازد وبالذات از مرتبهء حدوث وامكان برتر است ، از جوارح قديمهء كريمهء سبحانى كتابي نازل گشت كه تمام معارف الهى وحقايق كيانى با جميع أحوال جزئي وكلّى هركس وهر چيز چنانكه بر لوح مستحيل التغيّر والتبدّل نگاشته