شرور بدن معلوم است واحتياج به آنكه دانسته شود ندارد وشريعت حقّهء سيّد ومولاي ما محمّد - صلّى اللّه عليه وآله - آورده است حال سعادت وشقاوت بدني را وبه ابسط وجهي بيان فرموده است ؛ وبعضي ديگر از معاد هست كه به عقل ادراك مىتوان نمود وقياس برهاني به آن مىرسد ونبوّت نيز آن را تصديق نموده است وآن سعادت وشقاوتى است كه قياس به نفس ثابت است هر چند أوهام ما از تصوّر آن در اين وقت عاجز است .
وشيخ رئيس را در آخر الهيّات شفا اشارهء خفيّه به وجه صحّت معاد جسماني هست در آنجا كه مىفرمايد كه صور خياليه از صور حسّيه ضعيفتر نيست ، بلكه تأثير آن زيادتر است چنانكه در خواب مشاهده مىگردد وبسا هست كه آنچه در خواب ديده مىشود ، در باب خود از محسوس شأنش عظيمتر است وگاهى صور حسّيه اقوا است از صور مناميّه به حسب قلّت عوائق وتجرّد نفس وصفاى عقل قابل ؛ وصوري كه در خواب ديده مىشود وهمچنين صوري كه در بيدارى احساس مىشود ، همان صور مرتسمة در نفساند . اين قدر هست كه يكى از باطن ابتدأ شده به خارج فرود مىآيد وديگرى از خارج شروع كرده به باطن بالا مىرود وچون در نفس مترسم گرديد ، در آنجا مشاهد مىگردد ؛ وملذّ وموذى به حسب حقيقت همان صورت مرتسم در نفس است نه موجود در خارج ؛ وهر گاه در نفس مرتسم گرديد ، فعل خود را به عمل مىآورد اگر چه از سبب خارجي هم ناشى نباشد . زيرا كه سبب ذاتي همان مرتسم است وخارج سبب بالعرض يا سبب سبب است واين سعادت وشقاوت حسّيه كه قياس با نفس خسيسه حاصل مىشود ونفوس قدسية از مثل اين أحوال دور وبه كمالات خود بالذات متّصل مىشوند ودر لذّت حقيقية فرو مىروند واز التفات به جانب خلف متبرّى مىنمايند واگر در آنها اثر اعتقادي يا خلقي باقي باشد ، به آن متأذى مىگردند وبه همان قدر از درجهء علّيين باز مىمانند
اشراق هياكل النور لكشف ظلمات شواكل الغرور — صفحة مقدمه 72
مساهمون: غياث الدين منصور دشتكي شيرازي
صمقدمه ٧٢