تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اشراق هياكل النور لكشف ظلمات شواكل الغرور — صفحة مقدمه 69

مساهمون:

صمقدمه ٦٩
نفس شدّت مىنمايد وبه اين واسطه اجزاى بدن را تعيّنى حاصل مىشود وچون در قيامت آن اجزا مجتمع گرديد وصورت بدن بار ديگر به اتمام رسيد وروح حيواني حاصل شد ، تعلّق روح بر مىگردد وتعلّق ثانوي مانع حدوث نفسي ديگر بر اين مزاج مىشود . پس آنچه بر مىگردد همان نفس باقيه است كه براي نيل جزا مىآيد . ويكى از اعلام در كتاب شواهد گفته است كه اين سخن غير صحيح است . زيرا كه تعلّق نفس به بدن امرى است طبيعي كه منشأ آن خصوصيت مزاج واستعداد است وطبيعت در استكمالات حركت مىكند تا آنكه به درجهء نفس مىرسد در مرتبهء كمال وتعلّق آن مثل تعلّق انسان به خرابه‌اى است كه مدّتى در آن خرابه به سر برد وبعد از آن از آنجا برود وچون بار ديگر به آنجا رجوع نمايد ، معتكف گردد وهرگز بيرون نرود ؛ ومثل اين هوسات وجزافات در أمور طبيعية صورت نمىگيرد وهر كه ذوق مشرب حكمي نموده ، يقين مىداند كه آنچه نفس به آن تعلّق مىگيرد ، بايد كه أقرب أجسام باشد به أو . پس ناچار بايد كه به اعتدال مزاج وتوسّط بين الأضداد اختصاص داشته باشد وقريب الشبه به سبع شداد باشد . وآنكه گفته‌اند كه تعلّق نفس به بدن تعلّق ثانوي است ، مراد آن است كه آن تعلّق بالعرض است . زيرا كه بدن به منزلهء قشر است براي صيانت روح بخارى كه به منزلهء زجاجه است در مشكاة بدن كه زيت آن مصباح نفس را روشن مىدارد يا به منزلهء دامى است براي صيد روح الهى وطائر قدسي در زمين خرابه وچون زجاجه شكست وتمام شد ، چگونه روشنى مصباح در مشكاة مىتواند ماند ؟ ! وچون دام گسيخت واجزاى آن متفرّق گرديد وطائر قدسي بريد ، أو را چه تعلّق به آن اجزاى متفرّقه در أمكنه باقي مىماند ؟ ! تمام شد كلام بعض اعلام ومؤلّف گفته است كه احتياج نفس در تعلّق به بدن به