وجوه ثلاثهء مذكوره ؛ وحق آن است كه روح بشخصه به همان بدن كه از آن مفارقت نموده است بأجزائه عود مىكند وهر كه اين را تصديق نمايد وبه آن ايمان آورد ، ايمان به روز جزا خواهد داشت ومؤمن بر حق اوست .
ويكى از اعلام گفته است كه آن كساني كه عقل ايشان ضعيف است ، چنان توهّم كردهاند كه أهل اشراق از حكما وأهل تصوّف بلكه حكماى اسلام از مشّائيّين قائل به معاد بدني نيستند ، بلكه آن را انكار مىنمايند وچنان نيست كه ايشان پنداشتهاند ، بلكه از اين أوهام فاسده كه منشأ آن سوء فهم عبارات ايشان است بسيار دورند . زيرا كه همه تصريح نمودهاند به قبول آن از روى شرايع الهيّه ومنزّهاند از آنكه انكار نمايند چيزى را كه شرايع حقّه به آن گويا باشد ؛ وآنچه در عبارات ايشان است آن است كه اثبات آن از قياسات برهانية نمىتوان . زيرا كه براهين قطعيه بر آن مساعدت نمىكند ودر عبارات خود بر معاد نفساني اقتصار كردهاند به جهت مساعدت قياسات برهانيهء قطعيه بر آن وآنچه به آن متعلّق است از لذّات عقلية وجنان معنوية را ذكر نمودهاند . زيرا كه آنها حقايق ثابتهاند كه تغيّر وتصرّم وتجدّد را در آن راهى نيست وبحث از معاد جسماني وآنچه به آن متعلّق است از سعادات وشقاوات حسّيهء بدنيه را موكول به شرايع وأقوال أنبيا نمودهاند وايشان به آن تصريح فرمودهاند وجميع شرايع به إشارات ظاهره براي عوام به آن اشاره نمودهاند . زيرا كه عوام بجز آن را نمىفهمند وأفكار ايشان از أمور وهميه قاصر است ؛ واز اين جهت است كه شرايع ايشان را نزديك مىگردانند به آنچه مىفهمند حتّى در باب توحيد ؛ وهمين است سبب انزال متشابهات .
ومؤيّد قول اين فاضل است آنچه شيخ رئيس در شفا ونجات گفته است كه واجب است كه بدانى كه بعضي از معاد مقبول شرع است وراهى براي اثبات آن جز طريق شريعت وتصديق خبر نبوّت نيست وآن معاد بدن است در قيامت ؛ وخيرات
و
اشراق هياكل النور لكشف ظلمات شواكل الغرور — صفحة مقدمه 71
مساهمون: غياث الدين منصور دشتكي شيرازي
صمقدمه ٧١