تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اشراق هياكل النور لكشف ظلمات شواكل الغرور — صفحة مقدمه 68

مساهمون:

صمقدمه ٦٨
فلكية به منزلهء أسباب فاعليه‌اند واستعدادات ارضيه به مثابهء أسباب قابلية ؛ واثر آنچنانكه به أسباب فاعليه محتاج است به أسباب قابلية نيز محتاج است . پس هر گاه منجّمى از اتّصالات فلكية كه أسباب فاعليه است خبر دهد . پس اگر خير است ، انسان در تحصيل منفعلات ارضيه كوشش مىكند تا آنكه بر وجه كامل به حصول رسد واگر شرّ است ، سعى در دوافع ارضيه مىنمايد تا آنكه حاصل نگردد . ومؤيّد اين است آنچه بطليموس در كلمهء سابعه از كتاب ثمره گفته است كه منجّم را قدرت بر دفع بسيارى از افعال نجوم هست هرگاه عالم به طبيعت آنچه در آن تأثير مىكند باشد وپيش از وقوع آن قابلى را مهيّا نمايد كه متحمّل أو نگردد . ومحقّق طوسي در شرح همين كلمه گفته است كه فعل فاعل مؤثر وقابل متأثّر تمام مىشود وقابل تأثيرات أوضاع فلكية أجسام ونفوس ارضيه است ؛ وما را در آن أجسام ونفوس قوّت تصرّف هست . پس هر گاه منجّم تأثير علويّات را دانست وأو را معرفت وقوع شئ قبل از وقوع آن حاصل است ، مىتواند كه محلّ قابل را صرف نمايد از قبول غير ملائم ، مثل آنكه هر گاه طالع كسى اقتضا كند كه سلطان أو را در تثليث يا تربيع فلان كوكب نوازش نمايد ، مىتواند كه در آن ساعت كارى كند كه مستحقّ خاطر سلطان گردد وآن احسان بر وجه كمال صورت گيرد ومثل آنكه اگر شخصي داند كه در فلان وقت حرارت در مزاج أو بسيار خواهد شد ، مىتواند كه پيش از حضور آن وقت مبرّدات استعمال نمايد . وأيضا از كلمات اوست كه روح الهى را دو نحو تعلّق به اين بدن عنصرى هست : يكى كه اوّلى است ، تعلّق اوست به روح حيواني كه از قلب منبعث وجارى وسارى در شرائين است . وديگر كه ثانوي است ، تعلّق اوست به اعضاى كثيفة ؛ وچون مزاج روح حيواني منحرف گردد واز صلاحيت تعلّق روح مشرف بر خروج شود ، تعلّق ثانوي از جانب
اشراق هياكل النور لكشف ظلمات شواكل الغرور — صفحة مقدمه 68 | غياث الدين منصور دشتكي شيرازي