خطاب را شرط حضور است كه غايب از فوز به آن مرتبه دور است وچون قائل قديم است
وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ
و
إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُحِيطٌ
دورى از قبل حادث باشد چنانكه گفتهاند :
يار نزديكتر از من به من است * وين عجبتر كه من از وى دورم
وعدم مناسبت ميان تفرقهگويى ووحدت جمعى حقيقي نيز هست وبه حمد اللّه وفضله العميم ، سعت رحمت حكيم عليم اقتضا نموده كه به حسب فرمودهء « يدبّر الأمر من السماء إلى الأرض » همواره از جنبش علويّات بر بالاى أمّهات سفلى نطف حوادث كه از أمشاج عناصر امتزاج يافته ، در أرحام طبايع بتدريج پرورش مىيابند وبه استحكام رابطهء تأثير وتأثر كه ميان ايشان واقع مىشود ، تخالف وتضادّ مرتفع مىگردد ووحدت جمعى طارئ كلّ كثير مىشود كه في الحقيقة ظلّ اتّحاد وحدت ذاتي است با كثرت شئونى در مرتبهء امر كه ايمائى به آن رفته ، چنانكه تأثير وتأثّر ظلّ عالميّت ومعلوميّت است ؛ ونزد أرباب مكاشفه محقّق شده كه كمال علم به اتّحاد عالم با معلوم تواند بود وبه آن وحدت از تيه بعد تفرقه به مجمع قرب مناسبت راه يافته ، صداى « كن » مىشنوند وبه صورتي نوعي كه لايق هر يكى است ظهور مىيابند . »
واز اين سخنان مشيّد بنيان به وضوح پيوست كه آنچه حادث را به آن صلوح سماع « كن » حاصل مىشود ، وحدتي است جمعى كه طارئ كثرتى نبود . پس در استكشاف أحوال وحدت حقيقي حقّه كه به شئونات غير متناهي بر دوام متجلّى است با آنكه در كمال توحّد وتفرّد أزلا وابدا بر يك قرار است ، وسيلهء لايقتر ومثالي مطابقتر از آن ممتزجات نتواند بود ، واز اينجاست كه أكابر فرمودهاند كه از مرتبهء احديّت حقيقي است كه هر چند كثرات به تطوّرات گوناگون بر آيد ، وحدت حقيقي أو از محوضت اطلاق بر نيايد ، بلكه چندانكه أفواج كثرات مترائيه متراكم