تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اشراق هياكل النور لكشف ظلمات شواكل الغرور — صفحة مقدمه 67

مساهمون:

صمقدمه ٦٧
گردد ، ظهور قهرمان استغناى أو بيشتر شده وچندان كه اضداد به تخالف برخيزند ، مصالح مملكت أو انتظام بيشتر گيرد . ديگر از كلمات غياث الحكماء اين است كه اختلاف حركات سماوات بسيطهء متشابهه ، به جهت اختلاف در معشوقات آنهاست واگر چنين نباشد ، در تخصيص به سرعت وبطؤ ترجيح بلا مرجّح لازم مىآيد . وگفته است كه مرا در اين تأمّل است ومؤلف گفته است كه وجه تأمّل آن است كه بساطت فلك وتشابه اجزاى آن ، موجب تساوى نسبت معشوق مفارق است به أو . پس اختصاص بعض مواضع به بودن قطب وبعض ديگر به نبودن منطقه كه مستلزم تغيّر وضع اوست به سرعت وبطؤ ، تخصيص بلا مخصّص است وما در تحت أحوال خيّام نيشابورى آنچه در حلّ اين مسئله شنيده بوديم ، ذكر كرديم . مترجم گويد كه مراد غياث الحكماء اين است كه اختلاف حركات سماوات نسبت به يكديگر به واسطهء اختلاف معشوقات [ است ] به نسبت به اجزاى خودش وچگونه تصوّر مىتوان كرد كه هر جزوى از اجزاى فلك را معشوقى ديگر باشد ؟ ! أو مطلقا سخن بر سر اختصاص بعض اجزا به قطبيّت وبعض ديگر به منطقه‌ايّت ندارد ؛ ووجه تأمّل اين است كه مىتواند شد كه با وجود اتّحاد معشوق بعضي به سرعت در حركت وبعضي ديگر به بطؤ در آن اختصاص يابند به اعتبار تخالفى در ميان صور وهيوليّات آنهاست . وديگر از كلمات اوست كه أسباب حادثات منحصر در أوضاع فلكية نيست ، بلكه ارادهء اللّه وأسباب ارضيه را در آن مدخل عظيم هست ؛ واز اينجاست كه صاحبان طوالع قويّه در مدنى كه فاسد مىگردد ، فاسد مىشوند . ومؤلّف گفته است كه مستفاد از كلام اعلام آن است كه مهيّا كنندهء أسباب ارادهء حق تعالى است . زيرا كه وارد شده است كه « إذا أراد اللّه شيئا هيّا أسبابه » واتّصالات