تعالى تضرّع مىنماييم وعون وتوفيق از أو سؤال مىكنيم . براي آنكه آن را بر ما واضح گرداند ؛ واين سؤال وتضرّع ما به گفتار بتنهايى نيست وهمين دستهاى ظاهري به سوى أو بر نمىداريم ، بلكه به عقول خود ابتهال مىنماييم ونفوس خود را متوجّه جناب كبرياى أو مىگردانيم وتضرّع مىكنيم وطلب مىنماييم مثل طلب كردن كسى كه مضطرّ باشد واز بسيارى تضرّع وطلب ملال به هم نمىرسانيم ؛ وچون چنين كرديم ، حقّ تعالى عقول ما را به نور ساطع خود روشن ونوراني مىگرداند وجهالتي كه به واسطهء أبدان به ما چسبيده است دور مىگرداند وما را بر آنچه سؤال نمودهايم ، قوّت مىبخشد وبه اين نوع ما را اثبات اين مسئله ميسّر مىگردد ومىرسيم به واحد خيّر فاضل يگانهاى كه مفيض خيرات وفضايل است بر كسى كه آن را طلب نمايد .
واوّلا مىگوييم كه هر كه خواهد كه بداند كه واحد حق ، اشياى كثيره را چگونه ابداع مىفرمايد ، بايد كه اوّل نظر بصيرت بر واحد به حق اندازد وهمهء اشيا را از أو خارج گرداند وبه ذات أو رجوع نمايد تا آنكه واقف گردد . زيرا كه به عقل خود خواهد ديد كه واحد حقيقي ساكن وواقف وغالب بر همهء اشياى عقلية وحسّيه است وهمهء اشيا را أصنام ثابتهء مايله به سوى أو خواهد ديد كه از روى شوق به سوى أو حركت مىكنند ؛ وبعد از نظر بر كيفيّت ابتداع إنّيّات خفيّهء شريفهء دائمه از مبدع اوّل واينكه آنها در زمان نيست گفته است كه چگونه مىتواند بود كه آنها در زمان باشند وحال آنكه علّت زمان وأكوان زمانيه ونظام وشرف زمانيّات ايشاناند وعلّت زمان در تحت زمان نمىتواند بود ، بلكه از آن أعلى واشرف است مانند ظلّ وذي ظلّ ؛ وحكيم سنايى در حديقه مىگويد :
با زمان آفرين زمان چه كند * آسمانگر در آسمان چه كند
وبعضي اعلام را به اين سياق به لغت فارسي كلامي هست كه ايراد آن مناسب مقام است : « مؤدّاى كلمهء « كن » امر است مخاطب را به بودن واستحقاق تشريف